[ad_1]

(Pixabay)

استن ایوانز ، یک مفسر محافظه کار با نفوذ ، کاملاً آگاه و بسیار انعطاف پذیر بود.

Gقایقرانی در ایندیاناپولیس استن ایوانز را به عنوان ویلیام اف باكلی از غرب میانه می شناختم. او در روزنامه ها و کتاب ها نظر می نویسد. او می توانست مانند باکلی بحث کند و یک دائرالمعارف متحرک از حقایق و ارقام در مورد چرایی عقاید محافظه کارانه بر لیبرالهای بزرگ دولت بود.

او در جهان بینی مسیحی خود زیبا بود. من اعتقاد او را اخیراً با نوشتن مقاله ای در مورد او کشف کردم دائرالمعارف ایندیاناپولیس برای 200 سالگی شهر در سال 2021.

استن تا پایان عمر در نزدیکی کالج پاتریک هنری ، ساعتی در غرب واشنگتن زندگی می کرد و گهگاه با بنیانگذار کالج ، مایک فاریس روبرو می شد. استن در سالهای اولیه خود چندین بار به مدرسه رفته بود و از این موسسه به دلیل ترکیب غیرمعمول ایمان مسیحی و گرایش های سیاسی محافظه کارانه قدردانی کرده بود.

همدردی او با کالج جدید در روزهای اول بازگشت. وی در تگزاس به دنیا آمد و در ویرجینیا بزرگ شد. پدربزرگ او متدیست بود. پدرش استاد دانشگاه بود و در کمیسیون انرژی اتمی کار می کرد. مادرش کلاسیک بود.

استن به عنوان سردبیر در قدم های معروف باکلی را دنبال کرد اخبار روزانه ییل و سپس با دانشگاه لودویگ فون میزس در دانشگاه نیویورک در رشته اقتصاد تحصیل کرد.

او به نوشتن در مورد ادامه داد بررسی ملی و دیگر نشریات محافظه کار ، پس از آن او به جوانترین سردبیر روزنامه در تبدیل شد اخبار از ایندیاناپولیس، متعلق به پدربزرگ من است و توسط پدر من اداره می شود. پدربزرگ من در دهه 1950 به دنبال نویسندگان جوان محافظه کار باهوش بود. وی توضیح داد: “بسیاری از روزنامه نگاران خوب در اطراف هستند.” زمان مجله “اما همه آنها چپ چپ تنبل هستند.”

وی سپس استن ایوانز را پیدا کرد که نه یک معاشقه بود و نه یک چپ.

استن به سرعت خود را به عنوان یک مفسر تأثیرگذار در غرب میانه تثبیت کرد. جنبش محافظه کار سیاسی یک جنبش اقلیت در یک حزب سیاسی اقلیت بود. دموکرات ها در دهه 1960 سیاست ملی را تحت سلطه خود در می آوردند و با جمهوری خواهان سطح ایندیانا بسیار رقابت می کردند. در سطح ملی ، محافظه کاران در سال 1964 با باری گلدواتر نامزدی جمهوری خواهان را به دست آوردند ، اما توسط دموکرات ها و رئیس جمهور لیندون جانسون مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند.

وقتی معاون رئیس جمهور اسپیرو اگنیو (به رهبری ریچارد نیکسون) سخنرانی هایی در مورد گرایش های رسانه های لیبرال و اکثریت محافظه کار ساکت ارائه داد ، اسکوایر یک مجله محافظه کاران ساکت را مسخره می کند. “اگر اکثریت ساکت می توانستند صحبت کنند ، آنها چه می گویند؟” این مجله ایندیاناپولیس را “قلب صمیمی ترین قلمرو آمریکا” توصیف می کند. آنچه در آن زمان داشتیم مسابقه 500 مایل و بسکتبال دبیرستان بود – مانند فیلم حسین. این مجله ، ایوانز و مفسر رادیو ، پل هاروی ، را به عنوان صدای تأثیرگذار در غرب میانه ، به دفاع آنها در برابر سرمایه داری بازار آزاد و دولت کوچک نشان می دهد.

در اوایل دهه 1970 ، ایوانز بی قرار شد و التماس کرد که از وظایف خود در صفحات تحریریه راحت شود. او یک ستون صنفی را اداره کرد ، به واشنگتن نقل مکان کرد و شروع به اظهار نظر در رادیو ملی کرد. وی همچنین مرکز ملی روزنامه نگاری برای کارآموزی روزنامه نگاری دانشجویی را راه اندازی کرد. او پیش از محبوب شدن اصطلاح “مربی” مربی بود. بعداً ریچارد ویگری ، فعال محافظه کار ، به او ادای احترام کرد: “برای ما جوانهای محافظه کار سبز در اوایل دهه 1960 ، استن رهبر ، دوست و همتای ما بود ، اما او همچنین یکی از مهمترین محافظه کاران کشور بود. از جمله گلدواتر ، باکلی ، راسل کرک ، برنت بوزل جونیور و فرانک میر. “

استن هرگز با حق مذهبی همذات پنداری نکرد ، چرا که در اواخر دهه 1970 ظهور کرد و به رونالد ریگان در پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری 1980 کمک کرد. وی به عنوان یک مسیحی معتقد بود. او یک بار در مصاحبه ای گفت: “من مطمئناً معتقد هستم.” “همه کسانی که من را می شناسند می دانند که من شخص خیلی باتقوایی نیستم و خودم را مسیحی خاصی نمی دانم. من یک مسیحی مومن هستم. “

اگرچه او هرگز در حق مذهبی ثبت نام نکرد ، اما ایوانز بعدا تحقیقات قابل توجهی در مورد جنبش در کتاب خود در سال 1995 ارائه داد ، موضوع آزادی ، دین ، ​​سیاست و سنت آمریکایی است. این امر عمیق تر می شود تا نشان دهد چگونه ایمان مسیحی بنیان جنبش محافظه کارانه آمریکا بود. وی همچنین استدلال می کند که ایمان مسیحی بنیان آزادی یا آزادی است ، همانگونه که ما آن را در آمریکا می شناسیم و اغلب آن را امری مسلم می دانیم.

این کتاب به من کمک کرد تا ایمان مسیحی او را با وضوح بیشتری ببینم. او ریشه های آزادی سیاسی غرب را در فلسفه مسیحی قرون وسطایی و نام های مشهوری مانند آگوستین و توماس آکویناس ، و سپس از طریق اصلاحات و تاریخ اولیه آمریکا جستجو می کند. همانطور که فرانسیس شفر ج آن وقت چطور باید زندگی کنیم (1977) ، ایوانز تضاد آشکاری بین انقلاب قانون مدار آمریکا و بی قانونی و هرج و مرج انقلاب فرانسه چند سال بعد ارائه می دهد. وی نوشت: “به جای تلاش برای لغو نظم موجود ، جنگ انقلابی آمریكا تلاشی برای حفظ این نظم بود”. وی توضیح داد كه پدران مingسس چگونه از حقوق مشترك خود در سنت انگلیس دفاع می كنند.

اکثر روزنامه نگاران روزانه نمی توانند از مهلت نوشتن به فصل کتاب ، نقل قول در پاورقی و تحقیقات عمیق ، چالش برانگیز انجام دهند. استن از هر دو حرفه پیشی گرفت.

اکنون من بهتر می بینم که او چقدر همه کاره بود – از تفسیر اخبار روزانه گرفته تا مهارت های علمی در مورد ظهور تمدن غرب. اگر او چند سال کوچکتر بود ، می توانست به هر دانشکده کالج بپیوندد و کلاسهایی را در رشته های روزنامه نگاری ، علوم سیاسی ، تاریخ و فلسفه تدریس کند. همدردی وی با کالج پاتریک هنری به خوبی با مدرسه ای سازگار است که می خواهد مفسران خبر ، بحث کنندگان کلاس جهانی و محققان برجسته دانشگاهی را در سنت استن ایوانز تربیت کند.

راسل پولیام ستون نویس و سردبیر همكاری در ستاره ای از ایندیاناپولیس و مدیر بورس تحصیلی Pulyam.



[ad_2]

منبع: star-news.ir