[ad_1]

بروس هرشنسون از C-SPAN در سال 2014 (از طریق C-SPAN)

جنبش محافظه کار از عبور واقعی کمتر ابراز تأسف می کند.

دبلیومرغ بروس هرشنسون ، که روز دوشنبه در سن 88 سالگی درگذشت ، در سال 1992 کاندیدای مجلس سنا در کالیفرنیا شد. او مجبور شد در مورد رقیب خود ، باربارا بوکسر ، در کمیته امور عمومی اسرائیل (AIPAC) بحث کند. این بوکسور محدود از نظر عقلی می دانست که او برای بروس مناسب نیست ، که گرچه او هرگز در دانشگاه نرفته بود ، اما یک دائرlopالمعارف پیاده روی بود. در آخرین لحظه ، او اصرار داشت که هیچ بحثی وجود ندارد ، فقط بیانیه های آماده شده است. بروس ، همیشه مستقیم ، اگر نه برخوردها ، با مجبور کردن AIPAC به خواسته های بوکسر ، جمعیت را شوکه کرد. هر دو نامزد یهودی بودند ، اما بوکسور مدرن یک خونسرد طرفدار اسرائیل و یک چپ ، به دور از یهودیت سنتی بود. بروس ، یک طرفدار سرسخت اسرائیل ، اگرچه مذهبی کمتری داشت ، اما احترام عمیقی به افراد با ایمان و سنت داشت و از تبلیغات برای تعطیلات عالی یهود خودداری می کرد.

بروس با تماشای بخشی خشن از تبلیغات تبلیغاتی خود در مورد مسائل بوکسور ، بروس اصرار دارد که دوباره مورد بازبینی قرار گیرد ، زیرا عکس بوکسر برای او ناخوشایند است. او یک مسابقه واقعی بود ، به حدی که احتمالاً می توانست این پاراگراف اول را ویرایش کند ، و اشاره به ضریب هوشی Boxer را حذف کند. همیشه آقا ، بروس همیشه روی س questionsالات متمرکز بود ، هرگز روی موضوعی که حتی می تواند حمله شخصی تلقی شود. متأسفانه مخالفان سیاسی وی پاسخی به خدمات ندادند.

من در مورد این کارزار در سنا با همکار و دوست خود ، کن هوچیگیان برجسته ، که کارهای غیرممکن را انجام می داد مشاوره کردم: تبدیل بروس نفرت انگیز به یک شبه پوپولیست. در یک تبلیغات تلویزیونی موثر که به رأی دهندگان اطلاع می داد سناتورها به اپراتورهای آسانسور اعتماد دارند ، بروس گفت: “من دکمه های خودم را فشار می دهم.” از قضا ، بروس ، که مستند را در دهه 1960 کارگردانی می کرد ، در موقعیت های 30 ثانیه ای سیاسی که از او متنفر بود ، رشد می کند. هنگامی که او در اخبار تلویزیون و روزنامه ها تحت پوشش خبری قرار گرفت ، نامزد بروس شدید بود: خوب و بد وجود داشت و هیچ چیز در این میان وجود نداشت. رأی دهندگانی که در این باره با بروس مخالف بودند ، چنان صداقت وی را تحسین کردند که شروع به حمایت از وی کردند و به نظر می رسید که علی رغم قدرت بیل کلینتون در راس بلیت دموکرات ها ، وی می تواند برنده شود.

افسوس ، دیوان سالار کمیته سناتور جمهوری خواه ملی نظرسنجی های من را زیر سال بردند و بودجه را از مبارزات انتخاباتی ما در یک زمان حساس در مسابقه ، هنگامی که خرید تلویزیون برای ما شرح داد ، هدایت کردند. این و یک ترفند بوکس کثیف ، که در آخر بروس را لکه دار کرد ، شکست او را تضمین کرد. در صورت پیروزی ، به سنای آمریکا سخنوری در قرن نوزدهم داده می شود ، مردی که شب ها بیدار می ماند و سخنرانی های خود را می نوشت و سپس با وضوح اخلاقی مطلق ، سناتورها و گالری را به دقت گوش می دادند. کلماتش. اگر در مورد قانون بحث بود ، شکی نیست که بروس همیشه اختلاف را برنده می شد ، اگر نه همیشه رأی.

بروس یک تناقض بود. مانند ریچارد نیکسون ، که او بسیار او را تحسین می کرد – این دو صمیمی بودند و بروس مدتها پس از مرگ رئیس جمهور نیکسون مورد علاقه خانواده نیکسون قرار گرفت – او یک فرد درون گرا بود و به سختی کاندیدا بود. من کاندیداهایی را می شناختم که علاقه زیادی به جمع آوری کمک مالی نداشتند ، اما بروس چیز دیگری بود. “من فقط به یک شرط خواهم دوید: آن را انجام خواهم داد هرگز از کسی بخواهید که برای مبارزات انتخاباتی من پول بدهد “، او در آغاز مسابقه گفت – و با ناامیدی بزرگ کن ، منظور او نیز بود.

پس از فرانک شکسپیر ، “پسر معجزه گر” تلویزیون در دهه 1950 – وی برای مدتی جوانترین مدیر تلویزیون در کشور بود – به نیکسون در سال 1968 کمک کرد تا رئیس جمهور شود ، وی مدیر آژانس اطلاعات شد. ایالات متحده آمریکا (USIA) در دولت نیکسون. بروس پیش از این مدیر بخش فیلم USIA بود و در این نشریه ادامه داد و فیلم هایی را برای توزیع بین المللی به آمریکا ارائه داد که داستان ما را روایت می کند و کمونیسم را به سختی ضربه می زند. شناخته شدن به عنوان حامی گلدواتر در سال 1964 مانع از استخدام شخصی رئیس جمهور لیندون جانسون نشد.

اولین دیدار من با بروس نزدیک به نیم قرن پیش در هتل ترامپ امروز واشنگتن بود. سپس “ساختمان قدیمی اداره پست” بود که برخی از دفاتر دولتی از جمله بسته فرماندهی همراه با کار بروس در USIA را در خود جای داده بود. من کمی بیشتر از یک سال از دانشگاه خارج شده بودم و یک دستیار ارشد سناتور جیمز ال باکلی (R. ، نیویورک) بودم ، که من به پرورش وی کمک کردم. (برادران باکلی ، جیم و بیل ، به شکسپیر ، رئیس بروس نزدیک بودند ، از این رو ارتباط وجود دارد.)

تاکنون ، بروس در ساخت مستند کار بزرگی انجام داده است و از 90 دقیقه به بعد نام خود را روی همه چیز گذاشته است JFK: سال رعد و برق ، روز طبل، به افتخار ترور کندی ، برای مجموعه ای از فیلم های طرفدار آمریکا با داستان نویسان مانند چارلتون هستون و گریگوری پک ساخته شده است. شاید موثرترین فیلم تبلیغاتی آمریکایی تاکنون اسکاری بود که وی برای حمله شوروی به چکسلواکی در سال 1968 به دست آورد. دفتر سیاسی شوروی می دانست که او کیست و از او متنفر بود.

بروس هنگام نوشتن و صحبت به همان اندازه که در ساخت فیلم هایش صحبت می کرد در زبانش دقیق بود. او حقایق را کاملاً درست بررسی و دوباره بررسی کرد و طرف مقابل را صادقانه و بدون تقصیر خودش مطرح کرد. شخصاً ، علامت تجاری وی شوخ طبعی خود تخریبی بود. در ملا public عام جدی و سختگیر به نظر می رسید. در خلوت او ذهنش فرومایه بود. او دوستان لیبرال زیادی داشت که به صداقت و انسانیت او احترام می گذاشتند. کار او در یک فیلم مستند سفر جکی کندی به هند باعث شد خانواده کندی وی را شخصاً برای آن انتخاب کنند سالها رعد و برق. و راهنمایی وی از رهبران و نویسندگان محافظه کار آینده تأثیر زیادی بر جنبش داشت.

داستانهای زیادی در مورد بروس هرشنسون وجود دارد ، اما شاید راهی برای بستن راهی بهتر از داستان چگونگی ورود وی به جنبش محافظه کار وجود نداشته باشد. آنچه امروزه برخی “دولت عمیق” می نامند متشکل از افرادی در وزارت امور خارجه ، ایالات متحده آمریکا و سیا بود که معتقد بودند بهترین راه مبارزه با کمونیسم سوسیالیسم است. سناتور ج. ویلیام فولبرایت (D. ، Ark.) ، یک جدایی طلب که به خصوص سیاه پوستان یا یهودیان را دوست نداشت ، همچنین نخست وزیر “ضد کمونیست” سنای آمریکا بود. او با پیام ضد شوروی ایالات متحده آمریکا مخالفت کرد. وقتی بروس در سناتور باکلی حاضر شد گزارش به رای دهندگان برنامه تلویزیونی دولتی و فولبرایت ، رئیس وقت کمیته روابط خارجی سنا را “ساده لوح و احمق” خواند ، من پیشنهاد کردم که آن را ویرایش کنیم. بروس اصرار داشت که اگر مشکلی برای سناتور باکلی نبود ، این برنامه باید طبق برنامه پخش شود. هشدار من به این دو توجهی نشد و اظهارات بروس روز را دید.

البته یک اختلاف عمومی به وجود آمد و وقتی بروس از عذرخواهی امتناع کرد ، شکسپیر مجبور شد برای اطمینان خاطر به فولبرایت او را اخراج کند. شکسپیر احساس وحشتناکی داشتم ، من هم احساس کردم ، اما بروس احساس آزادی کرد. او فقط یک مشکل داشت: “من کاری ندارم”. “آیا می توانید تعهدات گفتاری را به من بدهید؟” من حتی رایگان صحبت خواهم کرد “خوشبختانه ، پس از برخورد با زنجیره صحبت کردن ، بروس قرعه کشی بزرگی شد. او به زودی دستمزد گرفت. عشق او به این کشور جوانان را القا می کند و او یک تیم ملی را توسعه می دهد تا پس از بازگشت به لس آنجلس به عنوان بهترین تیم در کنار او بماند. – یک مفسر محافظه کار تلویزیونی و رادیویی با رتبه عالی.

بروس در زندگی خود چیزهای زیادی داشت: تهیه کننده و کارگردان مستند. نویسنده فیلمنامه ، موسیقی ، ستون و کتاب. مدرس و بحث مفسر تلویزیون و رادیو؛ کارشناس امور خارجه و همکار ارشد دانشکده سیاست عمومی دانشگاه پپردین ؛ و مربی نسل های محافظه کار حرفه ای. او در این راه بر تعداد بی شماری از دیگران ، از جمله من ، تأثیر زیادی داشت. برای من باعث افتخار است که اینجا او را بشناسم و از او تجلیل کنم. از دست می رود



[ad_2]

منبع: star-news.ir