[ad_1]

جان کی کالون (سمت چپ) و رونالد ریگان (گالری ملی پرتره ؛ بایگانی ملی)

برای یک کلمه مردن و مردن نیست

یادداشت ویراستار: در زیر نسخه گسترده ای از آهنگ منتشر شده در شماره فعلی بررسی ملی.

تیحیوان خانگی سالها پیش من اسکات موریس را ملاقات کردم که هر دو در آنجا کار می کردیم استاندارد هفتگی. وی پرسید: “شما چه نوع محافظه کاری هستید؟” اساس محافظه کاری شما چیست؟ “من چند جواب را امتحان کردم که او را راضی نمی کرد. اسکات روشنفکری بود که از جمله در آکسفورد فلسفه خوانده بود.

سرانجام ، به او گفتم: “ببین اسکات ، من یک مرد ساده هستم: من فقط از قرمزها متنفرم. متنفرم ، متنفرم ، از قرمزها متنفرم. “او خندید و خندید و اجازه داد مدتی بروم.

من یادداشت جدی کرده ام ، با این حال. جورج اف. ویل می گوید اولین چیزی که محافظه کار است ، ضد چپ است.

دوست ویلیام اف باکلی جونیور بیش از 50 سال در کشور سفر کرده و سخنرانی کرده است. بیشتر این مکالمات دارای دوره های پرسش و پاسخ بود. سوال متداول وی این بود که “محافظه کار چیست؟” آیا می توانید “محافظه کاری” را تعریف کنید؟ “WFB همیشه در این مورد مشکل داشته است ، باور کنید یا نه. او غالباً می گفت كه محافظه کاری بیش از آنكه یك دكترین یا برنامه باشد ، یك روش تفكر یا ترك كردن است.

جورج ویل عنوان آخرین کتاب خود را “حساسیت محافظه کارانه” عنوان کرد. وی همچنین یک س basicال اساسی و قانع کننده می پرسد: “محافظه کاران سعی در حفظ چه چیزهایی دارند؟” آمریکایی محافظه کاران عبارتند از: بنیاد ما.

“ما این حقایق را بدیهی می دانیم ، اینكه همه انسانها برابر آفریده شده اند ، و توسط خالق خود از حقوق مسلم خاصی برخوردار شده اند ، كه زندگی ، آزادی و جستجوی سعادت از جمله آنهاست. برای تضمین این حقوق ، دولتهایی بین مردم تشکیل می شود. . . “

آه ، “مطمئنا”! ویل گفت ، این مهمترین واژه در اعلامیه است. ابتدا حقوق – حقوق طبیعی ما – و سپس دولت می آید. وظیفه دولت تأمین حقوق ماست.

جورج ویل البته یک فنجان چای همه نیست ، زیرا هیچ کس این کار را نمی کند. (نه دلیل.) من افراد راست را می شناسم که اصرار دارند ویل اصلا محافظه کار نیست. من دیگران را می شناسم که فکر می کنند ویل تجسم زنده و تنفس محافظه کاری است. همانطور که در شبکه های اجتماعی می بینم “ممکن است مسافت پیموده شده شما متفاوت باشد”.

محافظه کاری مدتهاست خانه بسیاری از املاک و شاید تعداد زیادی از خانه ها باشد. طرفداران راسل کرک و طرفداران میلتون فریدمن هستند. ستایشگران جان کی کالون و تحسین کنندگان رونالد ریگان. در سمت راست افرادی وجود دارند که لینکلن و چرچیل را تحقیر می کنند (بیشتر به این دلیل که آنها مبارز بودند).

“فیوژنیسم” تا آنجا که می رود عالی است – اما اگر عناصری وجود داشته باشد که برای ادغام متفاوت باشند ، چه می شود؟ شکلات و کره بادام زمینی یکی است ، اما شکلات و مارماهی؟

جمله دیگری که در شبکه های اجتماعی می بینید “انجام کار زیاد” است: فلان کلمه “انجام کار زیاد در این جمله” است. من تعجب می کنم آیا منظور از کلمه “محافظه کار” برای انجام بیش از حد کار – یا گسترش بسیار نازک است.

ستایشگران آمریکایی سیاستمداران اروپایی مانند ویکتور اوربان ، ماتئو سالوینی و مارین لوپن وجود دارند. این طرفداران به طور کلی محافظه کار محسوب می شوند. بنابراین بسیاری از افرادی که با نوع سیاستمدار مورد نظر مخالف هستند نیز همین کار را می کنند. یک کلمه نمی تواند هر دو اردو را پوشش دهد ، می تواند؟

اگر کلمه “زرد” به رنگ های زرد ، نارنجی ، قرمز و سبز استفاده شود ، بسیار مهم است.

برخی از مداحان Orbán و همکاران. اصلاح “محافظه کار” با “ملی”: آنها “محافظه کار ملی” هستند. در سال های اخیر ، کلمه “ملی گرایانه” ، همراه با – قدیمی آن واقعا طلایی است (یا نه خیلی طلایی) – “جهان وطنی” بازگشته است. رئیس جمهور ترامپ در راهپیمایی در هوستون در اکتبر 2018 گفت: “آیا می دانید من چه هستم؟ من یک ملی گرا هستم ، مگر نه؟ من ملی گرا هستم. ناسیونالیست! از این کلمه استفاده کنید! از این کلمه استفاده کنید! “

از اوایل دهه 1990 ، هنگامی که من در مورد کلمات سر و صدا می کردم ، بیل کریستول به من گفت: “شما باید کلمات را همانطور که در زمان و مکان شما قابل درک هستند استفاده کنید.” این درست است (چه بخواهیم و چه نخواهیم). در استرالیا ، حزب راستگرای حزب لیبرال است. در سال 1932 ، رئیس جمهور هوور و مردمش از اینكه FDR و مردم آن خود را “لیبرال” خواندند بسیار وحشت داشتند ، زیرا آنها طبق نظرات خود لیبرال بودند!

امروز صبح مقاله ای در مورد عربستان سعودی خواندم که جامعه عربستان را “محافظه کار” خواند. منظورتان انتخاب مدرسه و حقوق عقیدتی است؟ نه ، مثل سلطنت و وهابیت.

در طی چند سال گذشته ، من متوجه شده ام که برخی از مردم سمت راست آمریکا در حال انجام یک حیله موذیانه هستند: آنچه که دو ثانیه پیش توسط همه درک شد و “محافظه کار” بود ، آنها “آزادیخواه” می نامند. به عنوان مثال تجارت بین الملل یا حتی دولت محدود.

WFB یک بار اظهار داشت: “هر محافظه کاری یک رگه از آزادی گرایی دارد.” البته همراه با رگه هایی از سنت گرایی و چیزهای دیگر. محافظه کار باید شامل بسیاری از یا حداقل گروههای مناسب باشد.

در سال 1993 ، WFB مجموعه ای از “تأملات یک روزنامه نگار آزادیخواه” را زیرنویس کرد. (عنوان این مجموعه “روزهای خوشی دوباره اینجا بودند.”) جورج ویل با خود به عنوان “آزادیخواه نرم” رفتار می کند – فکر می کند این نوع سخت تر تمرکز زیادی بر روی آنارشیسم دارد.

هفته گذشته در توییتر ، این تمسخر کوچک را دیدم: “جمهوری خواهان هنوز به دگم های خود در مورد” بازارهای بسیار آزاد “پایبند هستند.” “ماس روشی مضحک برای گفتن” مال من “است.” من سه پاسخ سریع دارم: (1) این چسبنده؟ من می خواهم به آنها سلام کنم و از آنها تشکر کنم. (2) محافظه کار نباید دگم داشته باشد و واقعاً هم ندارد. (3) بسیاری از بازارهای آزاد بیش از برنامه های پنج ساله ، سیاست های صنعتی و سایر برنامه های دولت شما ، خیرات زیادی برای بشریت به بار آورده اند.

من همیشه گفته ام که بهترین کاری که رونالد ریگان برای من انجام داده این بود که چیزی به من بدهد تا خودم را ریگانیت بنامم. این دقیقاً یک اصطلاح “محافظه کار” است که نباید در انحصار آن باشد. من یک تاجر بازار آزاد ، یک شاهین و یک محافظه کار اجتماعی هستم – البته همه اینها با تدبیر نرم می شوند (این کیفیت فوق العاده محافظه کار).

با این حال ، مشکل ریگانیت این است که ریگان و دوران او روز به روز دورتر می شوند و مردم به طور قابل فهم فراموش می کنند یا هرگز نمی دانند معنی همه اینها چیست.

به هر حال من داستانی برای گفتن دارم.

حدود 15 سال پیش ، مایکل دیور ، دستیار سابق ریگان ، از گروهی از ما خواست کتابی به نام چرا من محافظه کار هستم را کمک کنیم. در سهم خودم توضیح دادم که هستم ریگان محافظه کار (و چرا) ، تصدیق می کند که محافظه کاران دیگری نیز وجود دارد ، با نوارهای مختلف. منظورم این است که وندل بری چه فکری می کند؟

وقتی این کتاب منتشر شد ، عنوان آن چرا من یک محافظه کار ریگان هستم بود. به خاطر مقاله من؟ من هرگز نپرسیدم

ما در یک زمان گیج کننده هستیم ، و اصطلاح “محافظه کار” برای گرفتن مناسب است. بسیاری از راست ها دونالد ترامپ را محافظه کار می دانند ، اما میت رامنی این کار را نمی کند. لو دابز محافظه کار است و دیوید فرنچ چنین نیست.

فرانسوی از 14 سالگی ، مرد فقیری ، محافظه کار ریگان بود. در عصر تکامل لجام گسیخته تکامل نیافت. سال گذشته ، هنگامی که وی توسط “انتگرالیست ها” و سایر شاکیان مورد حمله قرار گرفت ، فرانسوی با یک اظهار حیرت انگیز گفت: “این یک اختلاف داخلی نیست.” این یک اختلاف خانوادگی نیست. ما در مورد جهان بینی های مختلف ، اصول مختلف ، ایده آل های مختلف صحبت می کنیم.

فکر می کنید حتی مفاهیم اساسی “چپ” و “راست” نیز گیج کننده شده اند؟ منظورم این است که پوتین چیست؟ چپ یا راست؟ او یک سرهنگ سابق KGB است که به عنوان یک ماپوی مافیایی بر روسیه حکومت می کند. من بیشتر تحسین کنندگان پوتین را می شناسم که راست می گویند و فکر می کنند پوتین مدافع ارزشهای مسیحی است که “نیروی” مناسب ملی را پیش بینی می کند.

هرگز نباید اجازه دهید دیگران شما را شناسایی کنند ، اما گاهی اوقات این کار را می کنند – یا حداقل نام شما را می آورند. در سال 1960 ، فردریش هایک ، اقتصاددان بزرگ ، مقاله ای نوشت با عنوان چرا من محافظه کار نیستم. (همان عنوان اصلی دیور ، با “نه!”) خوب ، موفق باشید ، فرد. شما در سال 1899 در وین به دنیا آمدید. البته شما خود را محافظه کار نمی دانید. اما اگر دیگران چنین کنند ، در زمان و مکان خود ، پول کافی ندارید.

در بازی زبان یا بازی برچسب گذاری ، قوانین اکثریت (منصفانه یا غیر).

برخی از دوستان من – مدتهاست که به عنوان محافظه کار شناخته می شوند و خود را می شناسند – از کلمه “محافظه کار” صرف نظر کرده اند: برخی با قلبی سنگین ، برخی دیگر با شانه. اگر محافظه کاری به معنای فاکس نیوز ، رادیو و تجمع های ترامپ باشد – و برای میلیون ها میلیون نفر – دیگر خاموش است.

من همیشه سعی می کنم منظور مردم از “محافظه کار” و “لیبرال” را درک کنم. قبل از ادامه مکالمه ، باید واژگان مشترکی داشته باشیم.

در طول سالها ، من چیزی کشف کردم: افراد راست تمایل دارند که نظرات خود را ، هرچه هستند – اتخاذ کنند و این را با محافظه کاری برابر می دانند. آن ها هستند درست است، واقعی محافظه کاران ، و همه شاکیان دیگر بدعت گذار هستند.

من از چیزی که هرناندو دو سوتو یک بار به من گفت قدردانی می کنم و اغلب به آن فکر می کنم. من از اقتصاددان بزرگ – یک لیبرال کلاسیک مانند هایک (دوست او) – پرسیدم که چگونه کلمه “سرمایه داری” را از بوی بدی که ضد سرمایه داری به آن می دهند نجات دهد. دو سوتو گفت: “هرگز برای یک کلمه بمیر”. او بسیاری از کره زمین را می سازد. و هر کجای دنیا که باشد ، کلماتی را پیدا می کند که مردم محلی از آن استفاده می کنند – و دنباله رو می شود. به عنوان مثال ، در جهان عرب همه “بیگانگی” را می دانند و از آن متنفرند. این به دو سوتو مخاطبی آماده برای پیام وی در مورد حقوق مالکیت می دهد.

من شخصاً به خاطر کلمه “محافظه کار” نمی میرم – اما برای آن کمی می جنگیدم ، بدون اینکه بخواهم آن را به گربانان و دیگران با گرایش غیر لیبرال بدهم.

قبل از بستن این مراقبه کوچک (شکایت؟) ، به سوال “تفکر” ، “تمایل” یا “حساسیت” برمی گردم. اوکشات در مورد محافظه کاری مقطعی می نویسد ، می گوید که محافظه کار بودن به معنای “ترجیح دادن معلوم به ناشناخته ، ترجیح محاکمه به بی تجربه ، واقعیت به رمز و راز ، واقعی تا ممکن ، محدود به نامحدود ، نزدیک به دور ، کافی برای فراوان ، مناسب برای خنده کامل و حال حاضر به سعادت اتوپیایی. “

ممکن است بخواهید بدانید – این ممکن است به شما یادآوری شود که بدانید – که ما تجربه آن را داشته ایم بررسی ملی تابستان گذشته ، چه کسی این قسمت را از ذهن می دانست. او حتی یک انگلیسی زبان محلی هم نیست. او فرانسوی و مراکشی است. او همچنین یک دانشجوی مشتاق و از علاقه مندان لینکلن است. و بنابراین – برای انطباق یک خط از کدیشک – ما این را فهمیدیم.



[ad_2]

منبع: star-news.ir