[ad_1]

نخست وزیر اسپانیا پدرو سانچز در یک کنفرانس مطبوعاتی در کاخ Moncloa در مادرید ، اسپانیا ، در 22 نوامبر سال 2020 صحبت می کند. (قصر Moncloa / Borja Puig de la Bellacasa / توزیع از طریق رویترز)

دولت سوسیالیست با یک قانون رسوائی آموزش و پرورش ، یک دیه زیبا به ملی گرایان کاتالان می پردازد.

منتی این ممکن است به عنوان عنوان یک روزنامه طنز به نظر برسد ، اما اینگونه نیست: اسپانیایی دیگر زبان رسمی دولت اسپانیا نخواهد بود ، یا زبان جهانی در آموزش. این بخشی از قانون جدید در مورد تشکیل دولت سوسیالیست-کمونیست است. این جنگ علیه زبان اسپانیایی دیه ای است که نخست وزیر سوسیالیست پدرو سانچز باید در ازای رای آنها برای تصویب بودجه ایالتی مشترک که چاوز از آن بود ، به ملی گرایان کاتالان از ERC (حزبی که نماینده 3 درصد رای دهندگان اسپانیایی است) به ملی گرایان کاتالان بپردازد. مغرور. سانچز برای ماندن در قدرت دست به هر کاری می زند ، حتی بزرگترین گنج اسپانیا را که 500 میلیارد نفر مشترک آن هستند ، زیر پا می گذارد: زبان اسپانیایی.

با تشکر از این قانون جدید ، تنها قانون زبان جهانی در کاتالونیا کاتالان خواهد بود.

به عنوان یک اسپانیایی ، برای من دشوار است که برای مردم خارج از کشورم بدون اینکه صدای وحشتناکی به نظر برسد ، در اینجا چه خبر است. اما در بسیاری از شهرهای اسپانیا ، کودکان قادر به یادگیری زبان اسپانیایی نخواهند بود. در کاتالونیا ، مانند سالها تدریس ریاضیات ، علوم و فلسفه به زبان کاتالان ادامه خواهد یافت و تحصیل آن دسته از کودکانی که به آن صحبت نمی کنند دشوار است. اما این بار والدین نمی توانند از طریق سیستم عدالت تقاضا كنند كه فرزند اسپانیایی زبان آنها به زبان اسپانیایی آموزش ببیند كه این همان نقض مستقیم حق آزادی آموزش است ، همانگونه كه در قانون اساسی اسپانیا نیز قید شده است.

همین امر در کشور باسک و در گالیسیا ، دو منطقه دیگر با زبان اقلیت خاص خود اتفاق می افتد ، جایی که در واقع این تبعیض در زبان اسپانیایی قبلاً اتفاق افتاده است – با موافقت ملی گرایان PNV ، در مورد باسک ها و حزب راست میانه ، در مورد گالیسیایی آنچه اکنون تغییر کرده این است که جنگ علیه زبان اسپانیایی با حمایت مالی خود اسپانیا صورت خواهد گرفت. سیاست تقریباً به همان اندازه هوشمندانه است که مرتباً انگشت شست فرد را برای درمان آرتروز چکش می زند.

دلیل این جنون ، حزب ملی گرای افراطی کاتالان است که نسبتاً تعداد کمی از رای دهندگان اسپانیایی را نمایندگی می کند و حزب در کاتالونیا که 22 درصد از رای دهندگان را نمایندگی می کند. اما دولت سوسیالیست پدرو سانچز اجازه چنین اتفاقی را داد. سانچز ، که هفته گذشته “شکست شدید” محافظه کاری آمریکا در پارلمان را جشن گرفت ، تنها کسی است که مقصر است. گویی کسی تصمیم گرفته است تحصیلات خود را در ایالات متحده به دست رهبران آنتیفا واگذار کند.

برای درک شیدایی منطقه گرایی در میان سیاستمداران و نخبگان اسپانیایی ، باید درک کنید که ناسیونالیسم یک تجارت سودآور است. پرونده خانواده Pujol در کاتالونیا به خوبی شناخته شده است. خاندان پشت ملی گرایی فعلی کاتالان و رئیس جمهور سابق منطقه ای جوردی پوجول در یک تحقیق فساد بی پایان درگیر است که در آن میلیون ها دلار از مردم کاتالان همچنان در بهشت ​​های مالیاتی ظاهر می شوند. در پشت هر سیاست ملی گرایانه گرایی ، طبقه نخبه ای از مقامات دولتی و شرکت های وابسته نهفته اند که پولدار می شوند.

زبان اسپانیایی از ابتدای دموکراسی در چشم ملی گرایان بوده است. آنها روایتی خیالی از الهام مارکسیستی را برای تقسیم مردم بین زبانهای ظالمانه و فداکارانه گسترش می دهند و در آنجا مشکلی ایجاد می کنند که هیچ کدام وجود ندارد. اسپانیایی ها به هر زبانی که ما ترجیح می دهیم صحبت می کنند و ما همه زبان های دولتی کشور را منبع ثروت فرهنگی می دانیم. نه به عنوان دلیل برای رویارویی. به عنوان مثال ، در کاتالونیا ، ملی گرایی به دنبال ایجاد هویت کاتالان نیست ، بلکه آسیب رساندن به اسپانیا است. کار کرد امروزه کودکان اسپانیایی زبان در مدارس تحقیر ، جدا و حتی مورد حمله قرار می گیرند. در آخرین مبارزات انتخاباتی ، پس از اینکه رهبران حزب مستقل به خیابان آمدند ، استقلالی ها نمایشی را برای تمیز کردن پیاده روها با سفید کننده به نمایش گذاشتند.

ناسیونالیسم منحرف کاتالان در سیاست مهاجرت خود برجسته است. آنها برای دهه ها مهاجرت آمریکای لاتین را تحقیر کرده اند زیرا اسپانیایی زبان هستند و مهاجرت از کشورهای عربی را در اولویت قرار می دهند. امروز ، کاتالونیا در بسیاری از محله ها یک نژاد شدید ضد مسیحی ، ضد اسپانیایی دارد. امید وجود دارد: تقریبا نیمی از مردم همچنان قهرمانانه از حق خود در اسپانیایی دفاع می کنند. اما از این پس ، آنها دیگر از حمایت اخلاقی دولت اسپانیا برخوردار نیستند.

در گالیسیا ، کشور باسک یا کاتالونیا ، از زبان اقلیت آنها برای جلوگیری از ورود اسپانیایی ها به دفاتر عمومی استفاده می شود و در مکان هایی مانند کاتالونیا ، دولت منطقه جریمه هایی را برای بازرگانانی که کتیبه ها را به زبان اسپانیایی آویزان می کنند ، وضع می کند. در دهه 1970 بارسلونا شهری بود که به روی جهان باز شد. امروزه این شهر مادرید است ، در حالی که ملی گرایان در بارسلونا با دیوارنوشته هایی با عنوان “مرگ برای گردشگران” از خارجی ها استقبال می کنند ، شاید این تنها روش پیشرفته و جدید آنها برای تقویت صنعتی باشد که 14 درصد از کاتالان ها را به کار گرفته است.

نیازی به گفتن نیست که ، در کشور باسک ، فقط چند دهه پیش ، شما را جریمه نکردند تا شما را از اهمیت قرار دادن کتیبه های نانوایی خود در باسک قانع کنند. در عوض ، شما به راحتی از پشت سر توسط گروه تروریستی سوسیالیست ETA مورد اصابت گلوله قرار گرفتید. اکنون آنها تهدیدهای خود را از مجلس انجام می دهند.

در گالیسیا ، میهن زیبای من ، اوضاع کمتر چشمگیر است زیرا ناسیونالیسم استثنائی هرگز در آنجا پیروز نشده است. حزبی که زبان گالیسیایی را به نام شهرها و خیابان ها تحمیل کرد ، حزب PP است ، به طرز عجیبی همان حزبی است که در پارلمان محکوم می کند که نمی تواند اسپانیایی را در کاتالونیا بخواند. تنها حزبی که شجاعت محکوم کردن او را به صراحت دارد VOX راست گرای جدید است ، که شاید دلیل این افزایش آنها برای چندین ماه در نظرسنجی ها باشد. انصافاً ، مناطق تحت کنترل PP ، از جمله گالیسیا ، قبلاً اظهار داشتند که آنها حداقل از نظر محرومیت از زبان اسپانیایی و پایان شایسته سالاری دانشگاهی ، از تمام روش های قانونی که در اختیار دارند برای اجرای این حکم دولتی استفاده نمی کنند. .

با این حال ، قانون جدید آموزش نه تنها پوزه ای از زبان سروانتس به ما می دهد ، بلکه حمله بی سابقه به مدارس کاتولیک را نیز پنهان می کند. هدف این قانون از بین بردن به اصطلاح “آموزش منسجم” است که یک سیستم مختلط دولتی و خصوصی متشکل از 80 درصد مدارس کاتولیک است که هدف واقعی دولت است.

اگرچه ، بدون شک ، آنچه بیشترین خشم را در اسپانیا ایجاد کرده است ، تعطیلی مراکز آموزش ویژه است. قانون جدید ایالت مدارس تخصصی را تعطیل می کند و والدین کودکان معلول را مجبور می کند تا آنها را به مدارس مرسوم بفرستند. یک بار دیگر ، مدینه فاضله سوسیالیست-کمونیست با واقعیت روبرو است: ادغام کودکان با نیازهای ویژه به آنها یک مزیت نخواهد داد ، بلکه نابرابری و تبعیض است. در حال حاضر یک کمپین احساسی در شبکه های اجتماعی وجود دارد که در آن ده ها کودک مبتلا به بیماری های روانی و معلولیت از دولت می خواهند مدرسه خود را ، جایی که متخصصان از آنها بازدید می کنند ، تعطیل نکنند و از والدین خود می خواهند که حق انتخاب آزاد را داشته باشند.

متأسفانه ، ایزابل سلائا ، وزیر سوسیالیست فعلی اسپانیا (که البته دخترانش را به مدرسه کاتولیک برای زنان کاتولیک فرستاد) ، اخیراً اظهار نظر کرد که سوسیالیست ها در مورد فرزندان شما که متعلق به دولت هستند ، چه نظری دارند: “کودکان مال نیستند والدین خود را گفتند. “برخی از والدین در شبکه های اجتماعی گفتند:” خانم وزیر ، از آنجا که فرزندان من از من نیستند و شما مسئول همه امور هستید ، لطفاً امروز صبح ساعت 2 ، 4 و 6 به خانه بیایید تا تغذیه و تغییر دهید پوشک بچه ها و لطفا آنتی بیوتیک های پیر را فراموش نکنید ، که باید ساعت 3 صبح دارو مصرف کند. یک لباس اضافی به همراه داشته باشید ، او گاهی استفراغ می کند. “

خوشبختانه برای ما ، حتی وقتی که باد علیه آزادی می وزد ، اسپانیا هنوز همان مکانی است که گوته به عنوان “سرزمین شراب و آواز” توصیف می کند. در میان لذت ، شوخ طبعی ، تاریخ و میراث خود ، ما اسپانیایی ها امید را پنهان می کنیم که هرگز برده کمونیسم نخواهیم شد. در طرف ما سروانتس ، بکر ، کویدو ، ماچادو و بسیاری دیگر هستند. علاوه بر این ، قرن ها پیش ما موفق به فتح سرزمین خود شدیم ، و ماورها را از یک غار کوچک استوریایی دفع کردیم ، جایی که بعداً برای جشن پیروزی مسیحیت مقدس مقدس Virgin Covadonga را ساختیم. بنابراین یک سوسیالیست مانند سانچز ، که آرزو دارد JFK باشد ، و یک کمونیست مانند معاون رئیس جمهور پابلو ایگلسیاس ، که رویای کاسترو بودن را دارد ، می تواند ما را برگرداند ، اما ما از آنها نمی ترسیم. ما اسپانیایی ها فقط از یک چیز می ترسیم: کمبود آبجو.



[ad_2]

منبع: star-news.ir