جمهوری خواهان و افسانه حزب کارگران: مسائل فرهنگی در مورد انتخاب اکثر رای دهندگان تصمیم می گیرد


رئیس جمهور ترامپ در راهپیمایی در مورفیسبورو ، ایلینوی ، 27 اکتبر 2018 به طرفداران خود تکان می دهد. (آل دراگو / رویترز)

فرهنگ ، نه اقتصاد ، در انتخاب اکثر رای دهندگان تصمیم می گیرد

مناست یک درس وجود دارد که محافظه کاران ادعا می کنند از چند دوره انتخابات اخیر آموخته اند و آن این است که دموکرات ها حزب نخبه هستند. در هر دو سال 2016 و 2020 ، رئیس جمهور ترامپ عملکرد خوبی در میان رای دهندگان ، به ویژه سفیدپوستان اسپانیایی بدون تحصیلات عالی داشت. این منجر به برخی گمانه زنی ها شده است که تجدید ساختار طبقاتی در حال انجام است. همانطور که سناتور مارکو روبیو (آر. فلوریدا) اخیراً گفت: “آینده [Republican] حزب بر یک ائتلاف چند قومی و چند نژادی از طبقه کارگر بنا شده است. “سناتور تد کروز (آر. تگزاس) فراتر رفت و اظهار داشت که تجدید ساختار طبقه کارگر فقط یک هدف نیست ، بلکه قبلاً نیز انجام شده است ، با ادعای تبدیل شدن دموکراتها به حزب ثروتمندان.

در صورت وقوع چنین بازآرایی ، این کار تأیید اندیشمندان پوپولیست ملی است که طی چهار سال گذشته با این استدلال که راست میانه آمریکایی باید در اولویت های خود تجدید نظر کند ، تأیید می کند و محافظه کاری اقتصادی سنتی را عوض پوپولیسم می کند. این دیدگاه ادعا می کند که ترامپ در سال 2016 دقیقاً به این دلیل پیروز شد که به جای کاهش مالیات و مقررات زدایی ، از نکات سنتی جمهوری خواهان در اقتصاد ، حمایت از حمایت و سرمایه گذاری در زیرساخت ها حمایت کرد.

روشنفکرانی مانند اورن کاس از قطب نمای آمریکایی و جولیوس کرین از امور آمریكا در ساختن یک دستور کار سیاسی از وعده های انتخاباتی ترامپ 2016 ، با تمرکز ویژه بر اقتصاد ، کار لذت بخشی انجام داده اند. علیرغم مشکلات او با ترامپ به عنوان یک نامزد و به عنوان رئیس جمهور – کرین در نهایت حتی از رای دادن به ترامپ ابراز تأسف می کند – این متفکران و دیگران معتقدند که ظهور ترامپ نقاط کور مهم در تفکر محافظه کار را نشان می دهد. رویکرد دکترینر در اقتصاد برای بهبود شرایط اقتصادی بسیاری از آمریکایی ها که از برون سپاری و رکود دستمزد رنج می برند کافی نبوده است.

این روشنفکران و روزنامه نگاران استدلال می کنند که چالش های قرن بیست و یکم بدون مداخله هماهنگ دولت قابل حل نیست. آمریكا به یك سیاست صنعتی احتیاج دارد كه باعث احیای مجدد تولید آمریكا و تقویت زنجیره های تأمین شود.

طرفداران پوپولیسم ملی جنبه های “جنگ فرهنگی” ترامپیسم را نادیده می گیرند و دلیل خوبی هم دارند: این جنبه های تبلیغات انتخاباتی و ریاست جمهوری ترامپ تأثیر چندانی بر زندگی مادی آمریکایی های عادی ندارد. ما برای آنها آرزوی موفقیت داریم در تلاش برای توسعه و ترویج سیاست های اقتصادی که باعث افزایش رفاه طبقه کارگر می شود. به همین ترتیب ، ما بیزاری از سیاست را بین فرهنگ و جنگ مشترک داریم. با این حال بعید است که به عنوان یک استراتژی سیاسی ، پوپولیسم ملی ، جدا از جنبه های فرهنگی ترامپیسم ، موفق شود.

در گزارش اخیر خود در مورد مرکز بررسی حزب گرایی و ایدئولوژی ، به توضیحاتی درباره موفقیت رئیس جمهور ترامپ در سال 2016 پرداختیم. ما ادعا کردیم که پوپولیسم اقتصادی انتخابات را غیرقابل تصور می داند. مسائل فرهنگی ، نه منافع اقتصادی یا ترجیحات سیاسی ، خط اصلی تقسیم در سال 2016 بودند و امروز نیز همچنان باقی مانده اند.

در طی این انتخابات ، ماجرای پیروزی ترامپ توسط نگرانی های اقتصادی قابل قبول به نظر می رسد. ترامپ در کمربند Rust و Appalachia ، مناطقی از کشور که از رکود اقتصادی رنج می برند ، عملکرد بسیار خوبی داشته است. جی دی ونس مرثیه تپه ای این رنج را از نظر مرتبط قرار دهید. کارشناسان سیاسی شروع به تعجب کردند که آیا ترامپ پیروز شده است زیرا سیاست سنتی حزب در بیشتر کشور شکست خورده است.

مشکل این داستان این است که تحقیقات بعدی نشان داده است که توضیحات ترامپ درباره “اضطراب اقتصادی” در مقابل کنترل تجربی ایستادگی نمی کند. از سال 2016 ، دانشمندان علوم سیاسی در تلاشند تا ظهور ترامپ را توضیح دهند. بارها و بارها ، آنها نتیجه می گیرند که مشکلات اقتصادی به شدت با حمایت از ترامپ ارتباط ندارد. نگرش نسبت به مسائلی مانند مهاجرت ، اختلاف بین هویت های مذهبی ، اختلاف زن و مرد ، “شکاف ازدواج” و حمایت یا مخالفت با اصطلاح سیاسی سیاسی پیش بینی های قدرتمندتر حمایت ترامپ از وضعیت اقتصادی عینی بود. این واقعیت که بخشی از حمایت ترامپ از رای دهندگان سابق اوباما حاصل می شود ، به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه نژاد نمی تواند یک عامل محرک باشد ، تلقی می شود. با این حال تحقیقات اخیر نشان داده است که این درست نیست.

هیچ یک از این یافته ها برای دانشمندان علوم سیاسی تعجب آور نیست. برای دهه ها ، محققان نشان داده اند که شما می توانید با آگاهی از شرایط اقتصادی عینی خود ، میزان کمی راجع به چگونگی رأی دادن پیش بینی کنید. نگرشهای فرهنگی و متغیرهای جمعیتی شرایط مادی را باتلاق می دهد. مارکسیست هایی که می گویند منافع طبقاتی ناشی از دیدگاه های سیاسی است و پوپولیست هایی که از دیدگاه دیگری به همان چیز اعتقاد دارند ، اشتباه می کنند.

موضوعات دیگری نیز وجود دارد که ادعا می کند پوپولیسم اقتصادی پیروزی ترامپ را توضیح می دهد و زنده ترین راه برای پیروزی های آینده جمهوری خواهان است: ترامپ به عنوان یک پوپولیست حکومت نکرد ، اما آمریکایی ها بیشتر نگرش او به اقتصاد را تأیید کردند. کاهش عمده مالیات ، عمدتا به نفع ثروتمندان آمریکایی ، امضای وی از یک دستاورد سیاسی داخلی بود زمانی که حزب جمهوری خواه هر دو مجلس کنگره را کنترل می کرد. بعلاوه ، این ادعا که جمهوری خواهان اکنون یک حزب طبقه کارگر هستند ، با الگوهای واقعی رای گیری تضعیف می شود. جو بایدن در میان رای دهندگان با درآمد کمتر از 50 هزار دلار در سال و با اختلاف زیاد پیروز شد. ترامپ با اختلاف مشابه بین کسانی که سالانه بیش از 100000 دلار درآمد دارند پیروز شد.

طرفداران پوپولیسم اقتصادی ممکن است به درستی خاطر نشان کنند که ترامپ در عمل به وعده های سال 2016 خود ناکام مانده و کاندیداتوری مجدد خود را از دست داده است. گرچه درست است ، این واقعیت را نادیده می گیرد که پیروزی رئیس جمهور منتخب بایدن در بسیاری از کشورهای مهم به طرز شگفت آوری نزدیک بود. در غیاب بیماری همه گیر COVID-19 و انقباض اقتصادی مرتبط ، انتخابات ممکن است نتیجه دیگری داشته باشد. بعلاوه ، گرچه رئیس جمهور ترامپ نامزدی خود در انتخابات مجدد را از دست داد ، اما حزب جمهوری خواه به طور کلی عملکرد بسیار خوبی را کسب کرد و کرسی هایی را در مجلس نمایندگان بدست آورد و برتری خود را در مجلس قانونگذاری ایالت حفظ کرد.

بیشتر این نامزدهای جمهوری خواه حتی وانمود نکردند که از پوپولیسم اقتصادی حمایت می کنند. علاوه بر این ، تحلیل ما از نامزدهای جمهوری خواه در کنگره که برای انتخابات مجدد در سال های 2016 و 2018 انتخاب شده اند ، نشان می دهد کسانی که در مورد مسائل اقتصادی از حزب خود جدا شدند ، عملکرد بهتری در صندوق های رای ندارند.

هیچ یک از اینها تعجب آور نیست. اگرچه رای دهندگان ممکن است تحت تأثیر عملکرد اقتصادی قرار بگیرند ، اما آنها معمولاً به مشخصات سیاست اقتصادی علاقه ندارند. به ویژه بعید است سیاست تجاری ، یکی از مشکلات اصلی پوپولیست های ملی ، انگیزه رای دهندگان در یک جهت یا جهت دیگر را فراهم کند. در حقیقت ، مهم نیست که می توان یک سیاست اقتصادی را محافظه کار ، مترقی یا پوپولیستی توصیف کرد. نتایج برای کل جامعه مهم است ، و نه برای هر گونه علاقه طبقاتی خاص.

همانطور که الکساندر ویلیام اسلاتر اخیراً اشاره کرد ، ترامپ سیاست های زامبی ریگان را دنبال کرد که به راستگویی بازار آزاد پایبند بودند و در واقع موفق شدند ، چه با داده های اقتصادی اندازه گیری شوند و چه با بررسی حاکمیت اقتصادی خود.

اکثریت قریب به اتفاق شواهد ، داستان مشابهی را بیان می کند. احزاب در موضوعات فرهنگی کاملاً اختلاف نظر دارند. درصد اندک باقیمانده “رأی دهندگان” به وضعیت کلی اقتصاد و عواملی مانند شخصیت نامزدها رأی می دهند. در این شرایط ، امید چندانی وجود ندارد که حزب بتواند از طریق سیاست های نوآورانه اقتصادی بازسازی انتخابات را ایجاد کند.

این برای جمهوری خواهان پیش رو چه معنایی دارد؟ اول ، از آنجا که ویژگی های اقتصادی مهم نیستند ، مگر در حدی که بر روند اقتصاد کلان مانند رشد تأثیر بگذارد ، بحث های بین حزبی باید بر روی آنچه که م worksثر است تمرکز کنند و نه به محبوبیت. نظرسنجی ها معمولاً نشان می دهد که مردم سطوح بالاتری از هزینه های دولت برای کارهای مختلف و مداخله بیشتر در بازار آزاد را ترجیح می دهند و این یافته اغلب توسط پوپولیست ها و سوسیالیست ها مورد استفاده قرار می گیرد تا استدلال کند که احزاب مربوطه باید برای انتقال به سمت های محبوب شاید ما باید ، اما تنها در صورتی که چنین سیاست هایی اقتصاد را با موفقیت توسعه داده و نرخ بیکاری پایین را حفظ کنیم.

دوم ، هیچ مشکلی از مشکلات اجتماعی که ترامپ و دیگر جمهوری خواهان برای دهه ها پایگاه خود را جمع کرده اند ، نخواهد بود. خوب یا بد ، اینها مشکلاتی است که به رای دهندگان جمهوری خواه انگیزه می دهد. تا حدی ، حزب جمهوری خواه به راحتی از این واقعیت بهره می برد که این دموکرات ها نیستند که در بسیاری از موضوعات هویتی ، چپ رای دهنده متوسط ​​را جابجا کرده اند. نشانه هایی وجود دارد که جمهوری خواهان می توانند از دافعه حتی بیشتر در مورد این مسائل بهره مند شوند. به عنوان مثال ، در دهه گذشته ، جمهوری خواهان صحبت در مورد اقدامات مثبت را متوقف کرده اند. با این حال کالیفرنیا ، کشوری به اندازه آبی و متنوع بودن ، تازه به اقدام مثبت رأی داده است ، اگرچه کسانی که از نابینایی نژادی حمایت می کنند با اختلاف زیادی خرج شده اند. در ساکرامنتو ، نمایندگان آسیا در دفع ابتکار عمل در زمینه تنوع قوی هستند که به نظر آنها برای انتخاب کنندگان آنها مضر است. اکثریت هر گروه بزرگ نژادی با حمایت از پلیس مخالف هستند و برخی از اعضای دموکرات کنگره اذعان می کنند که این شعار و جنبش پشت آن به صندوق های رأی حزب آنها لطمه می زند.

اگر جمهوری خواهان بخواهند سود کسب کنند ، این دستاوردها به تدریج انجام می شود و نیاز به تمرکز بر پیام رسانی هوشمند و برنامه ای است که ماهیت فرهنگی اختلافات سیاسی را درک کند. از لحاظ تئوری ، هیچ چیز مانع سودآوری جمهوری خواهان در بین اسپانیایی های طبقه کارگر و آفریقایی آمریکایی ها نمی شود به همان روشی که درصد زیادی از سفیدپوستان طبقه کارگر را در خود ادغام می کنند ، اما این به درخواست های هویت و نگرش های فرهنگی و دافعه علیه چپ ، اتخاذ سیاست های اقتصادی دقیق برای این منظور.

طرفداران پوپولیسم ملی ممکن است در مورد منافع اقتصادی توصیه های آن درست نباشند ، اما در مورد سیاست های انتخاباتی اشتباه می کنند. هیچ میانبری برای اکثریت جمهوری جدید در کشوری به شدت قطبی مانند کشور ما وجود ندارد. تنها ادامه همان روندهایی است که این ملت را در سه دهه گذشته تقسیم کرده است ، همراه با امید به سودهای ناچیز که به درک واقع گرایانه از ماهیت سیاست آمریکا بستگی دارد.

– جورج هاولی یکی از اعضای هیئت مدیره و همکار پژوهشی در مرکز مطالعه حزب گرایی و ایدئولوژی است که ریچارد هانانیا رئیس آن است.




منبع: star-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>