[ad_1]

از زمان انتخابات ترامپ متوسط ​​درآمد خانوار در حال افزایش است. آیا ریاست جمهوری وی دوام خواهد آورد؟

آ مجرد روز اغلب در تمام وقت به نظر می رسد تا نمایانگر یک لحظه گذار بین دو دوره باشد. به نظر می رسد که چنین روزی 10 اکتبر 2000 است که رئیس جمهور کلینتون قانونی را امضا کرد که روابط تجاری آمریکا با چین را برای همیشه عادی می کند. به نظر می رسد مورد دیگر 8 نوامبر 2016 است ، زمانی که مردم آمریکا رئیس جمهوری را انتخاب کردند که قول داد این اجماع یک طرفه دو جانبه در مورد تعامل اقتصادی با چین را از طرف آنها بشکند.

در فاصله زمانی بین این دو نقطه انعطاف ، تجارت با چین به رویدادهایی مانند 11 سپتامبر برای تغییر شکل تجربه تجربه جهانی شدن توسط آمریکایی های عادی پیوست و بادهای مخالف رو به رشد طبقه متوسط ​​آمریکا از خارج و خارج در خانه می چرخد. هیچ کس هنوز نمی تواند بداند که در صورت وجود کدام تاریخ ، تاریخهای دو دوره تحت مدیریت بایدن را مشخص می کند. اما در حال حاضر ، همه ما ، از جمله دولت آینده ، به خوبی می خواهیم یک واقعیت را حساب کنیم که در هیچ بخش کوچکی خلاصه ای از تاریخ جهان جدید جسورانه ای که از سال 2000 آغاز شد و در سال 2016 پایان یافت ، ندارد.

این واقعیت: درآمد معمولی (یا تولیدی) متوسط ​​خانوار آمریکایی از سال 2000 تا 2016 نتوانست اوج خود را بدست آورد. در هر نظرسنجی سالانه از 2001 تا 2015 ، مطابق با تورم مطابق نمودار زیر نشان داده شده است در بالا ، خانوارهای توزیع درآمد آمریکای مرکزی درآمد کمتری نسبت به خانوارهای مرکز در سال 2000 داشتند. اقتصاددانان و کارشناسان همچنان بحث می کنند که آیا طبقه متوسط ​​آمریکا به خودی خود شروع به شکست می کند یا به طور متوسط ​​چیزی شروع به شکست می کند. . صرف نظر از تفسیر نهایی آن ، واقعیت همچنان باقی است.

به طور خاص ، نمودار میانگین انحراف درآمد خانوار از آنچه در سال 2000 بود را نشان می دهد ، بر حسب درصد. به عنوان مثال ، در سال 2012 ، متوسط ​​درآمد خانوار 56900 دلار در ایالات متحده 9.0 درصد زیر اوج 62،500 دلار در سال 2000 بود (هر دو برای سال 2019). فقط در سال 2016 ، متوسط ​​درآمد خانوار آمریکایی ها از سطح 2000 خود عبور کرد و به 62900 دلار رسید و این معیار را در قلمرو مثبت قرار داد ، که از آن زمان تاکنون هرگز کاهش نداشته است. برای مقایسه ، با این وجود ، متوسط ​​درآمد یک خانوار کانادایی در طول مدت مشابه موفق به رشد مداوم شد. اگر عوامل جهانی مانند اتوماسیون (که کانادا و سایر اقتصادهای شریک را نیز تحت تأثیر قرار داده بود) دلیل کاهش متوسط ​​خانوارهای آمریکایی بودند ، این اختلاف نباید رخ می داد.

برخی از افراد که روند متوسط ​​درآمد خانوار را ارزیابی می کنند ترجیح می دهند نقل و انتقالات دولتی (مواردی مانند مزایای نقدی یا پرداخت های تأمین اجتماعی و همچنین تمبرهای غذایی) را شامل شوند. وقتی این کار را می کنید ، کاهش متوسط ​​درآمد خانوار بین 2000 و 2016 واقعاً از بین می رود. اما آیا در نظر گرفتن درآمد عادی (بازار) یا درآمد بدون انتقال دولت منطقی تر است؟

بستگی دارد اگر به قدرت خرید خانوار به عنوان یک واحد فردی و جداگانه از جامعه اهمیت می دهید ، در بعضی از زمان ها – همانطور که بسیاری از اقتصاددانان این کار را می کنند – هرگونه تمایز بین درآمد کسب شده و درآمد انتقالی لزوماً بی ربط است. اگر از متوسط ​​درآمد خانوار مراقبت می کنید تا از آن به عنوان فشارسنج گسترده ای برای رفاه جامعه آمریکا در طول زمان و به طور کلی استفاده کنید ، مورد بررسی درآمد بازار قانع کننده خواهد بود.

نیاز دولت به وام برای تأمین مالی پرداخت های انتقالی که شکاف درآمد در بازار خانوارها را افزایش می دهد امروز آمریکا را بی چون و چرا فقیرتر و تحت فشار بیشتر از بدهی قرار می دهد در صورتی که رشد درآمد بازار منجر به افزایش معادل آن شود . صدور بدهی دولت برای تأمین مالی پرداخت های انتقالی ، قدرت خرید را از فردا در امریکا به امروز توزیع می کند. پرداخت های انتقالی همچنین دارای هزینه های اقتصادی و اجتماعی غیرمستقیم مانند انگیزه های کار است. جامعه ای که در آن درآمد متوسط ​​خانوار برای رشد به نقل و انتقالات دولت متکی است ، از جهاتی بزرگ و کوچک است ، بعید به نظر می رسد شبیه جامعه ای باشد که رشد از درآمد بدست آمده حاصل شود. این نگرانی ها برای کل جامعه قابل توجه است ، اما به جای توسعه درآمد بازارهای خانوارها ، با تمرکز بر روند تعداد انتقال های خالص پنهان مانده است. با توجه به تمرکز این مقاله بر روند جامعه در طول زمان و نه در امور اقتصادی خانوار در یک زمان معین ، تمرکز نمودار در بازار به جای درآمد خالص از انتقال مناسب به نظر می رسد.

با این وجود ، دوران شکوفایی طبقه متوسط ​​، که به نظر می رسد می تواند از 10 اکتبر 2000 تاریخ داشته باشد ، هرگز برنمی گردد. هیچ سیاستی نمی تواند فضای اقتصادی را که قبلاً در داخل و خارج از کشور حاکم بود کاملاً تولید کند. اکنون این س isال مطرح است که آیا بهبود متوسط ​​درآمد خانوار آغاز می شود ، این موضوع منوط به دوره ای است که از 8 نوامبر 2016 آغاز شد. در این راستا ، بهبود درآمد متوسط ​​خانوار در آمریکا ، صرف نظر از اعتقادات سیاسی ، همه ما باید ما امیدواریم که بتوانیم بین دولت فعلی و دولت آینده تداوم داشته باشیم.

برخی از همکاران سابق زمان حضور من در شورای مشاوران اقتصادی کاخ سفید (تحت پوشش سال های 2017 تا 2019) تخمین می زنند که برنامه بایدن برای متوسط ​​خانوار تا 6500 دلار هزینه دارد. امیدوارم اشتباه کنند اگر اینگونه نباشد ، ممکن است آمریکا خود را غنی از کنایه بداند ، اگر نه چیز دیگری: دورانی که از 8 نوامبر 2016 آغاز شد ، ممکن است با بازگشت به رکود طبقه متوسط ​​ایجاد کننده آن پایان یابد. چه کسی می گوید نقاط عطف تاریخ نمی توانند دایره ای ایجاد کنند؟

جوزف دبلیو سالیوان از سال 2017 تا 2019 در شورای مشاوران اقتصادی کاخ سفید به عنوان مشاور ویژه رئیس جمهور و همچنین اقتصاددان ستادی فعالیت می کرد.



[ad_2]

منبع: star-news.ir