شکرگذاری: شکرگذاری برای هدایا و برکات ما


(artiemedvedev / گتی ایماژ)

ما باید خوشرو ، مفید ، فروتن و صبور باشیم و همیشه آن موهبت ها و نعمت هایی را که نمی توانیم شایسته آنها باشیم ، به خاطر بسپاریم.

می مادر همیشه از تهیه شام ​​برای شکرگذاری شاد بود. او به دستور العمل های مادرش به زن سنتی جنوبی که یک آشپز خوب بود افتخار می کرد و خانواده من با امتناع از اطلاع دادن او به اینکه او یک آشپز بسیار وحشتناک است ، کیمیاگری آشپزخانه برقی می تواند از مهربانی نادر برخوردار شود. یک برش ارزان از یک استیک گرد را به پلی استر تبدیل کنید.

مدتی طول کشید تا فهمیدم که او یک آشپز بد نیست ، بلکه یک آشپز بسیار معمولی است که در اندامی از اعضای آشپزی آویزان است ، جایی که هرگز از 1957 متوقف شد ، زمانی که تخریب هسته ای جهانی در گوشه ای قرار داشت و مردان در سن 66 سالگی در حال مرگ بودند. ، 4 ساله و شبیه به چیز کاملا معقول برای ترکیب کنسرو پای گیلاس کنسرو شده با تکه های پنیر خامه ای فیلادلفیا و Cool Whip و روی آن اسپند بپاشید و آنرا با صورت کاملاً قائم صدا کنید ، سالاد.

در کمد یک بطری نیم گالنی شربت کارو وجود داشت ظرف ها یک درب باز کن و یک ماهیتابه بود.

با این حال ، او نان ذرت عالی درست کرد و ای کاش او هنوز برای تهیه آن بود.

قدرشناسی نوعی حافظه است. از دست دادن به ما می آموزد که چگونه قدرشناس باشیم ، به همین دلیل است که در بیشتر جهان خاطرات مردگان درست قبل یا همزمان با جشنواره برداشت رخ می دهد. عشق و از دست دادن ، برداشت و گرسنگی: اینها چیزهایی است که باید با هم فکر کنیم ، دو قسمت از کل حقیقت. در جشنواره برداشت ، شکرگذاری ، به ما دستور داده شده است که درباره شکرگذاری فکر کنیم – ما در واقع در حال کار بر روی آن هستیم.

این سپاسگزاری می تواند چیز پیچیده ای باشد زیرا ما با شکرگذاری در ارتباط نیستیم – سیم هستیم مقایسه. اگر با مردی که هرگز سیب نداشته اید ملاقات کنید و یک عدد سیب به او بدهید – یک عدد واقعا خوب – او فکر خواهد کرد که این عالی ترین چیز در جهان است و سپاسگزار خواهد بود. و پنج دقیقه دیگر فکر می کند: چرا این پسر سیب بزرگتری نسبت به سیب من دارد؟ یا: به همه آن سالهای از دست رفته فکر کنید ، هرگز نمی دانید سیب چیست! یا: آیا هرگز سیب دیگری خواهم داشت؟ و آیا احتمالاً نوع بهتری از سیب در آنجا وجود دارد؟

البته ، ما نمی توانیم از سیب راضی باشیم. این خیلی ساده است ، بنابراین در عوض ما حسادت ، حسادت و تمدن داریم.

مقایسه این است که چگونه واقعاً یاد می گیریم ، به همین دلیل حافظه زنده یک هدیه است. وقتی افرادی در نسل پدر من که در فقر تکان دهنده بزرگ شده اند جملاتی مانند “ما نمی دانستیم فقیر هستیم” می گویند ، آنها ارزش ندارند. این دنیایی بود که آنها در آن زندگی می کردند و هیچ اینستاگرامی برای مقابله با کارداشیان وجود نداشت. پدرم لوله کشی در فضای باز داشت و سالی که مدرسه شروع شد یک جفت کفش داشت – مثل بقیه که می شناخت. در آن زمان چیز قابل توجهی وجود نداشت. ما می توانیم بلافاصله پس از گذشت زمان کافی از آن را ببینیم.

این تأخیر تأثیرات جالبی دارد. آن دسته از ما که آنقدر خوش شانس هستیم که افرادی را که در دوران رکود بزرگ یا سال های جنگ بزرگ شده اند بشناسیم ، خوب است توجه داشته باشیم که چقدر برای آنها آسان است نه تنها خشنود کردن ، بلکه همچنین لذت بردن. از پسری 85 ساله در بومونت ، تگزاس یا توکوماری ، نیومکزیکو ، در مورد تهویه هوا بپرسید و او برای شما سرود می خواند. غذای مهمانی عجیب مربوط به دوران آیزنهاور ، بر اساس ژلاتین ، بود غذاهای عالی به افرادی که پنج بار در هفته 30 سال صرف خوردن لوبیا کرده اند – یا در جنگل هورتگن نیمه گرسنگی جنگیده اند. اگر توجه کنیم خاطرات آنها می تواند سعادت کنونی ما را روشن کند. هر بزرگسالی که شما را با مرگ دشوار خسته کرده است با یک داستان دشوار که با کلمات شروع می شود “در روز مناو به شما هدیه ای پیشنهاد داد و شما هوشمندانه خواهید بود که آن را بپذیرید.

حداقل آن را بگویید دوز لگن 2020: کمی به ما می دهد “در روز من“داستانهایی که اگر اینقدر برکت داشته باشیم نوه هایمان را آزرده خاطر می کنند.

مگر اینکه زیاد دروغ بگویم ، یک احساس فزاینده وجود دارد ، ترس فعلی را با امید محتاطانه ای که در حال پایان یافتن اپیدمی ویروس کرونا هستیم ، ترکیب می کند ، واکسن هایی که استفاده می شوند ، وضعیت را کنترل می کنند – اما این اتفاق نمی افتد. تا پایان یک زمستان طولانی ، سرد و تنها. شاید به موقع مشیت وجود داشته باشد: دلیلی وجود دارد که چرا بسیاری از سنت های مذهبی چیزی مانند روزه بزرگ دارند و در ماه های تاریک تصمیم می گیریم خود را برای شکرگذاری آماده کنیم. و ما نیاز به آماده سازی داریم: فضایل به راحتی به ما نمی رسند – به هر حال برای من. تقویم همچنین یک معلم است: ما محصول را جشن می گیریم و سپس برای تاریکی طولانی زمستان آماده می شویم ، که مجازات نیست بلکه آماده سازی است.

می خواهم در مورد آبکاری نقره احتیاط کنم. این یک دوره رنج شدید برای بسیاری از مردم بود – بیماری ، مرگ ، بیکاری ، تنهایی ، اضطراب – و بسیار کمی از آن من و من را لمس کرد و برای آزار شما کافی نخواهد بود. من یک سفر سرگرم کننده به اروپا را لغو کردم و بسیاری از تماس ها را برای افزایش تماس گرفتم – نه دقیقاً غم و اندوه ایوب. این اپیدمی به سختی خانواده ام را تحت تأثیر قرار داد ، اما من این را نه برای خودم و نه برای شخص دیگری انتخاب نمی کردم و می خواهم هر چه زودتر پایان یابد. اما اگر مجبور به عبور از آن هستیم ، پس باید از آن بهره مند شویم – هزینه اضافی ندارد.

الی ویزل داستان خاخام مناخیم مندل مورگنسترن از کاک ، معروف به کوکر ربی را روایت می کند.

یک دانش آموز مشکلات خود را به کوکر می گوید: “من از ریجن می آیم. در آنجا همه چیز ساده است ، همه چیز روشن است. من نماز خواندم و می دانستم که نماز می خوانم. من درس خواندم و می دانستم که درس می خوانم. اینجا در کاک ، همه چیز گیج و گیج است. من از این رنج می برم ، ربی. وحشتناک. من گم شده ام. لطفا راهنماییم کنید تا بتوانم مثل قبل دعا و مطالعه کنم. لطفاً به من کمک کن تا از رنج دست بردارم. سرکشی به شاگرد اشک آلود خود نگاه می کند و می پرسد ، “و چه کسی به شما گفته است که خدا به تحقیق و دعاهای شما علاقه مند است؟ و اگر او اشک و رنج شما را ترجیح دهد چه؟ “

نوشتن در نیویورک تایمز، جنیفر پدر خاطرنشان می کند که روانشناس مشهور اجتماعی ، فیلیپ بریکمن ، نویسنده یک مطالعه معروف در مورد خوشبختی ، با پریدن از یک ساختمان خودکشی کرد. در این عنوان آمده است: “خوشبختی شما را نجات نخواهد داد”.

چه کسی اینقدر مغرور و احمق بوده است که فکر کند؟

ما نمی توانیم واقعاً و کاملاً سپاسگزار باشیم مگر اینکه با رنج کنار بیاییم. تلاش های زیادی برای حل این یکی انجام شده است. در ادیان بزرگ شرقی ، رنج چیزی است که باید به حداقل رسانده شود و سرانجام از آن اجتناب شود: بودا از چهار “حقیقت شریف رنج ، علت رنج ، توقف رنج و مسیر قطع رنج” صحبت می کند. و بسیاری از معلمان در سنت های هندو از رهایی نهایی از رنج صحبت می کنند. در اسلام ، رنج انتخاب می کند: این یک آزمون ایمانی را ارائه می دهد که مرید مقید را از کافر جدا می کند.

مسیحیان یک دیدگاه کاملاً رادیکال دارند: اینکه رنج نه شر است که باید از آن اجتناب کرد و نه مجازاتی که به طور معمول صادر می شود ، بعنوان یک بلیط الهی برای سرعت غیر مجاز ، بلکه چیزی است که باید با اراده وارد شود تا نه خداگونه بلکه کاملتر و کاملتر می شود شخص. ما یاد می گیریم که نه تنها برای رهایی از رنج ، بلکه همچنین از خود رنج ، سپاسگزار باشیم – این نیز یک هدیه است. ما هنگامی که هدف نهایی قدردانی خود را کشف می کنیم ، نهایت قدردانی را کشف می کنیم. یادگیری اینکه قدرشناسی مفرط لزوماً به معنای سرگردانی در کویر در سرگیجه فراطبیعی نیست ، حتی اگر در گذشته برای بسیاری از بزرگان مفید بوده باشد. برخی از آنها حتی به دنبال مکانی وحشی مانند ماساچوست بودند که زمستان با قایق های هیجان زده مانند دیوانه در آنجا فرود می آمدند. آنها به ساحل رفتند و خدا را شکر کردند.

ما مجبور نیستیم آنقدر دور برویم و همچنین در اینجا در خانه کاری برای مراقبت داریم که احتمالاً توجه ما برای چند ماه دیگر تشدید خواهد شد. شکرگذاری ممکن است ما را مقدس ننماید ، اما باید ما را سرحال ، مفید ، فروتن و صبور بگذارد و همیشه آن موهبت ها و نعمت هایی را که نمی توانیم شایسته آنها باشیم ، به یاد داشته باشید.




منبع: star-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>