[ad_1]

(Eachat / گتی ایماژ)

به خدمات و شهروندی فکر کنید

یادداشت سردبیر: مقاله زیر توسط بررسی ملی بنیانگذار ویلیام اف باکلی از فصل اول کتاب خود در سال 1990 آمده است ، قدرشناسی: به آنچه مدیون کشورمان هستیم فکر کنید.

من دارند او همیشه داستان آناتول فرانسه را به عنوان یک شعبده باز به عنوان یک طنین اخلاقی پایدار در نظر گرفته است. این داستان دستگیر کننده و تأثیرگذار راهب جوانی است که در پی ابراز علاقه و ارادت خود به مریم مقدس پس از معاینه ناامید کننده در هفته اول خود به عنوان یک مامور پست در صومعه ، همراه با مریم مقدس غم ، اعجوبه ها و هدایای راهبان خود است. آه ، برخی مانند بلبل آواز می خواندند ، برخی دیگر مانند مجرب ها سازهای موسیقی خود را می نواختند ، عده ای دیگر با زبان شاعران راپسود می شدند. اما همه این تازه کارهای جوان قبل از ورود به صومعه از طریق مهارت های خاص آموخته بودند که به عنوان یک شعبده باز ، سرگرم کننده باشد. بنابراین ، در شب شب ، با هدایت مأموریت برای خدمت ، دزدی دزدانه تا مبادا توسط برادرانش دیده شود و مورد تمسخر قرار گیرد ، مشتاقانه با گونی های چکش و توپ چوبی خود به محراب می رود و اقدامات خود را برای بانوی ما انجام می دهد.

این گزارش از تلاش برای شکرگذاری در ادبیات اختصاصی گشودنی نیست. گروتسک آشکار – بزرگداشت مادر منجی جهان ، بارگاه نجات ، با زرافه های عضلانی که برای جلب علاقه لحظه ای کودکان شش ساله طراحی شده است – در چشم ذهن وصف ناپذیر است. عمل کفاره؛ قدردانی مجدد

چگونه می توانیم ارادت ، ارث ، ارث شخصی را تصدیق کنیم؟ چرا کسی در مقابل محراب خدا دست و پا می زند ، اگر این همان کاری است که شخص می داند چگونه انجام دهد. آمریکاییانی که در حال تبدیل شدن به شهروند هستند باید تشویق شوند که این میراث را به رسمیت بشناسند و قدردانی خود را نشان دهند ، همانطور که پایان نامه این تمرین است. با درخواست فداکاری ، به آنها یادآوری می کنیم که بدهکار هستند ، حتی زمانی که ژنگلر نسبت به مریم مقدس احساس وظیفه کرده است. و به آنها یادآوری کنم که بازپرداخت بدهی خالص ترین شکل تشخیص این بدهی است. ذهن وقتی تمایل دارد که به صدقه دهنده روی آورد وقتی کسی صدقه ای را که باید به ما بدهد تجربه کند. ما از بدهی متهم تبرئه شده نسبت به دادگستری که ناگهان خود را متکی به آن می داند ، آگاه هستیم. واقعاً گرسنه با نگاهی متفاوت به شخصی که او را تغذیه می کند نگاه می کند. زندگی در یک عمر کاملاً بدون تجربه حفاظت مدنی امکان پذیر است که می تواند در لحظات حیاتی برای ما بسیار حیاتی شود. حتی اگر ما هرگز به کمک دادگاه ها ، پلیس یا بیلا برای حقوقی که برای ما وجود دارد ، احتیاج نداریم ، در صورت نیاز ، جامعه ما را از دیگران متمایز می کند. برای هشدار در مورد حضور آنها ، هر چقدر هم که در زندگی خودمان نهفته باشد ، تمایل به تضمین بقای آنها دارد. و همچنین تمایل دارد شهروندان را تشویق کند تا در مورد امتیازاتی که ممکن است روزی نیاز داشته باشند هشدار داده شوند. این لذت ، این نیازها می تواند باعث افتخار ما برای کشورمان شود – و ما را بدهکار کند. در این مقاله با موضوع تشکر ، من فرض می کنم که ما واقعاً چیزی را مدیون هستیم. چه کسی؟ مردگان از عهده ما خارج هستند ، وظیفه ما می تواند به یکدیگر بیان شود. اما قدردانی ما نوعی ادای احترام است – بله ، به مردگان. نکاتی که من مطرح می کنم برخی مفروضات “محافظه کارانه” را نقض می کند ، همچنین برخی از آنها “لیبرال” تلقی می شوند. در هر صورت ، من وظیفه دارم اهمیت اجتماعی بدهی را مطالعه کنم. کسانی که مطابق با دستورالعمل های دینی هستند ، متعجب نخواهند شد ، به عنوان مثال ، از دعوت مسیحیان برای تجدید نظر در احکام الهی: “به راستی من به شما می گویم ، همانطور که این کار را با یکی از این برادران کوچک انجام داده اید ، آن را برای من انجام داده اید. “اگرچه برای جلب توجه به ماهیت این دستور ، هیچ ایمان مذهبی لازم نیست ، اما گاهی اوقات شدت نگرانی برخی از آمریکایی ها با استفاده از استعاره های مذهبی به بهترین وجه قابل درک است. امیل دورکیم وقتی از” نگرش فداکاری “صحبت می کند ، به طرز جالبی می نویسد. یک کودک برای والدینش ، یک میهن پرست آتشین برای میهنش ، [of a] یک جهان وطن بشریت ، یک کارگر در کلاس خود ، یک نجیب زاده آگاه به درجه اشراف ، از مغلوبان فاتح خود ، از سرباز خوب ارتش خود. دوركیم نتیجه گیری كرد: “همه این روابط ، با محتوای بی نهایت متنوعشان ، در واقع از نظر جنبه ذهنی آنها می تواند شخصیت مشترك داشته باشد – كه باید آن را كلید مذهبی نامید.”

دوركیم ممكن است نگرش شهروندان را نسبت به جامعه سازمان یافته برای حمایت از حقوق وی به لیست خود اضافه كند. شدت ، که می توان آن را مذهبی نامید ، مشخصه فداکاری است که به معنای واقعی کلمه میلیون ها نفر به جامعه خود نشان می دهند که به طور منظم – زمان ، پول ، کار – را برای بزرگداشت این فداکاری فدا می کنند. و با استفاده از زبان ، روش ها و مهارت های خاص خود ، جامعه را پاداش دهند. مادر ترزا تلاش های نوع دوستانه و باورنکردنی او را تلاشی برای بازپرداخت خداوند برای احیای او و امکان زندگی ابدی با او توصیف کرد. این سرباز گمنام که داوطلبانه برای بهبود چشم اندازهای ارتشی که می خواهد از ملت خود محافظت کند ، مأموریت خطرناکی را آغاز می کند ، با اشتیاق فراوان به خدمت می افتد. اکثر سرویس ها قهرمانانه نیستند – همچنین در خدمت کسانی هستند که فقط می ایستند و منتظر می مانند. اما این خدمات مضاعف دل انگیز است: این خدمات آنچه شایسته احترام است را به رسمیت می شناسد و گرسنگی کسانی را که نمی توانند ارضا کنند مگر با اشاره به مجازات برطرف می کند. این که ، به عنوان یک ملت ، ما باید قصاص چنین شهروندان جوانی را تشویق کنیم ، پیش فرض مشتاقانه این صفحات است.

جوشاندن خیلی کند در کنگره یک مسئله خدمات ملی است. به هر حال ، این یک ایده بسیار قدیمی است. جورج واشنگتن خود را طرفدار خدمت ملی اعلام کرد ، که در آن زمان معمولاً باید خدمت سربازی باشد ، زیرا در آن روزها برای دفاع در برابر مأمورین اعلیحضرت پادشاه جورج یا پوسته شدن مأمورین رئیس شارژ گاو ، به آمادگی نظامی نیاز بود. این پیشنهاد که شهروندان آمریکایی چیزی را مدیون جامعه ای هستند که برای تأسیس حقوق خانوادگی خود فرموله و مبارزه کرده است ، در سال 1910 توسط ویلیام جیمز در مقاله ای که هنوز هم نوعی منشور خدمات ملی نامیده می شود ، پیشنهاد شد (“معادل اخلاقی” از جنگ “). ماندگاری ایده خدمات ملی حداقل به معنای جذابیت ذاتی است. وقتی سنت خدمت وظیفه عمومی به معنای سربازی بود ، صحبت و حتی خیال پردازی درباره همه چیز بسیار راحت تر بود. وحشیگری جنگجو به راحتی به غرور پدر تبدیل شد. در عصری که درگیری های نظامی روز به روز انرژی اجتماعی کمتری مصرف می کند (17 سال از اعزام یک آمریکایی به ارتش می گذرد) ، چشم از بین می رود و از قلبی پژمرده اصرار می ورزد ، برای خدمتی دیگر. برای رضایت ، مثلاً دستکاری در مریم مقدس.

هر دو حزب سیاسی ، پس از رقابت ریاست جمهوری سال 1988 ، خود را به نفع خدمات ملی اعلام کردند. در حقیقت ، سن نون دموکرات ، که برای حزب خود عمل می کند ، در ژانویه 1989 به عنوان اولین لایحه (S-3) لایحه ای درباره شهروندی و خدمات ملکی معرفی شد. آنچه برای توصیف تنها چند کلمه گفته می شود این است که جوانان باید برای خدمت به ملت تشویق شوند. در هیچ موردی در این لایحه پیشنهاد نشده است که خدمات ملی به ارتش محدود شود. در واقع ، از زمان ارائه این لایحه ، به دلیل حوادث خوشایند سال 1989 در بلوک کمونیست ، مشخص شد که ما با نیاز به تعداد بیشتری از سربازان در این زمینه مواجه هستیم. بر این اساس ، تلاش بسیاری از داوطلبان خدمات ملی معطوف به آزار و اذیت خارج از ارتش خواهد بود ، که تعداد وحشتناکی وجود دارد. از این نظر رعب آور است: اگر تعداد جوانانی را اضافه کنید که از خدمات آنها می توان سودآوری برد – مثلاً برای کمک به سالخوردگان ؛ در کمک به معلمان در امر آموزش و محافظت از کودکان. در پیشبرد اهداف زیست محیطی در دفاع از وخامت کتاب در کتابخانه ها – شما به سرعت بیش از نیمی از سه میلیون آمریکایی را که هر ساله 18 ساله می شوند اضافه می کنید. حساب نون رو به نسل جوان می کند و می گوید: ببینید ، اگر شما موافقت کنید که یک سال از وقت خود را در خدمات ملی به ما اختصاص دهید ، ما 10 هزار دلار از پول جیبی که در طول خدمت ملی دریافت می کنید به شما پرداخت خواهیم کرد. . اگر در دانشگاه ادامه دهید می توانید از آن 10،000 دلار برای شهریه دانشگاه استفاده کنید. یا به عنوان پیش پرداخت وام در هنگام خرید خانه.

این کار به عنوان یک شرکت بزرگ فدرال طراحی شده است و من نمی خواهم فقط به همین دلیل با آن مخالفت کنم ، اگرچه من این کار را به دلایلی انجام می دهم که مشخص خواهم کرد. در زمان نوشتن این مقاله ، جمهوری خواهان (اعتراف می كنم ، همانطور كه ​​با جزئیات بیشتری خواهم داد) یك لایحه نیمه جانشین دارند كه ارزش بررسی ندارد. بسیار شایان ذکر است که ، موضوع سرویس ملی ، اگرچه بحث درباره آن هنوز به کانون رای دهندگان نرسیده است ، اما موضوعی که منتظر بحث است بسیار زیاد است. وی با پیش فرض های خصمانه ای از جمله بیزاری از ایده خیرخواهی مورد حمایت فدرال روبرو خواهد شد (گرچه دولت فدرال مدت هاست با ارائه تخفیف های مالیاتی ، انسان دوستی را تشویق می کند). مقاومت برابری طلبانه در برابر خدمات ویژه برای طبقات خاص شهروندان (اگرچه دولت مدتهاست با لایحه GI ، که بسیاری از هزینه های دانشگاه را پرداخت می کند ، جانبازان را ترجیح می دهد). و آخرین ، نه مهمترین ، مقاومت اینرسی در برابر بیماری هر ایده بزرگ جدید ملی. من امیدوارم که در برابر این مخالفت ها بایستم و حتی پیشنهاد می کنم که نباید هر ایده ملی بزرگ جدید را به کلی رد کرد. (آیا بسیاری از ما موافقت نمی کنیم که جایگزینی “Star Banner” با “America Beautiful” یک ایده عالی ملی جدید باشد؟)

در این میان ، منصفانه است که بگوییم آن دسته از سیاستمداران وارد بحث ، اعم از دموکرات ها و جمهوری خواهان می گویند که مشارکت در جامعه باید شکل فعال تری از پرداخت مالیات ، خرید و فروش داشته باشد. بازار و رأی دادن (گاه به گاه ، در صورت وجود). و البته ، این سوال لزوماً در متن موضوعی مطرح می شود که ما هرگز نمی توانیم از آن خارج شویم. من از داستان نماینده ریچ پنسیلوانیا در كنگره ، كه سالها در مجلس نمایندگان نشسته بود و سال به سال جلسه به جلسه صحبت می كرد ، قدردانی می كنم تا فقط یك نظر ساده قبل از نشستن دوباره ارائه دهد: “ما چگونه هزینه های همه اینها؟ “و سپس یك روز ، ساعت دو بامداد ، پس از آنكه مجلس بیش از دو روز به طور مستمر در جلسه بود و حد نصاب ظریف برای رأی گیری نهایی آماده بود ، وی به سمت ریچ رییس كنگره كه با استعفا توسط رئیس جمهور شناخته شده بود ، شلیك كرد و به یك گروه وحشت آوازی تبدیل شد. او برخاست و با احترام گفت: “اول آوریل!” حتی در اول آوریل نیز نمی توان مسئله هزینه را رد کرد. در این لحظه اولیه ، فاش می کنم که آن را کاملاً قابل کنترل می دانم. اما همانطور که این سوال به ناچار پیش خواهد آمد – هزینه خدمات ملی چقدر است؟ – به طوری که طرفدار ایده موظف است این قیمت را در نظر بگیرد و عواقب آن را مطالعه کند. در تحلیل اخیر ، جامعه باید قبل از اینکه به فکر هزینه های کاملاً لازم برای تولید و پناهگاه مواد غذایی باشد ، مازاد برآورده کند. مازاد اقتصادی ما حتی آنقدر توان نداریم که بتوانیم مجموعه ای از چکش ها و توپ های ژانگولر را تهیه کنیم.

البته. توجه عملی باید به موضوع خدمات ملی توجه شود ، اما اگر این ایده تصور عمومی را جلب کند ، همانطور که خودم انجام دادم ، هزینه ها متحمل می شوند و ثمرات آن فراتر از محدوده قوانین اسلاید است. و سپس ، به درستی تصور می شود ، وضعیت یک شهروند در جمهوری ، وحدت امتیاز با مسئولیت ، به نوعی اشراف تبدیل می شود ، نه اشرافیت کمتر ، به طور گسترده و به طور گسترده در دسترس است (آیا تصور یک جامعه ، هر یک از اعضای آن ، مشکلی دارد؟ از نظم اشرافی است؟). دموکراسی ماتریالیستی همه را به پادشاهی دعوت می کند. شهروندی جمهوری خواه هر مرد را به شوالیه تشویق می کند. خدمات ملی مانند جاذبه چیزی است که می توانیم به آن عادت کنیم و عاشق آن شویم.



[ad_2]

منبع: star-news.ir