[ad_1]

امی آدامز در این فیلم بازی کرد مرثیه تپه ای (لیسی ترل / نتفلیکس)

آمریکا برای عصر ما: الکل ، مواد افیونی و جهل. اما گلن کلوز حداقل از کنار کلیشه های ناخواسته سفید عبور می کند.

З.چوب الیود در مورد طبقه کارگر سفید (WWC) دو ثبت می داند: احساسی و تسلیم کننده. سازمان های جهانی جهان یا شیرین ، همسایگی خوب و ناپسند هستند ، یا شکل زندگی ناخوشایند و بیگانه ای هستند. 130 میلیون سازمان جهانی در کشور ما وجود دارد و هنوز کسی در هالیوود نمی تواند آنها را درک کند. در مورد روستاییان متکبر ، همیشه در مورد قلب های پر از مهربانی یا غرق های پر از ظرف های کثیف است. رگهای آنها یا با رویای آمریکایی رشد می کند یا با مواد افیونی.

حرفه رون هوارد به کلیشه WWC تبدیل شده است – میبری ، نمایش اندی گریفیت – و اکنون او راه طولانی را برای لذت بردن از دیگری طی کرده است ، میدلتاون ، اوهایو ، که در خاطرات 2016 خود بسیار دوست داشتنی و با چنین غرور مجروحانه ای از او یاد کرد. مرثیه تپه ای.

اقتباس سینمایی هوارد برای نتفلیکس داستان کتاب ونس را روایت می کند ، اما فاقد احساس و شخصیت است. چنان که در خاطرات فرانک مک کورت در سال 1996 وجود داشت ، بسیاری از قدرت وی در صدای نویسنده او بود. خاکستر آنجلا، که توسط آلن پارکر در فیلمی در سال 1999 به ضعیف اقتباس شده است. مرثیه تپه ای این فیلم اشتراکات زیادی با فیلم پارکر دارد: خاکستر آنگلا آپالاچی. اگر کتاب ونس با پیامی صفحه را برگردانده باشد ، فیلم هوارد فقط یکی پس از دیگری چیزهای لعنتی است: نبردها ، مسابقات جیغ کشیدن ، معتادان به مواد مخدر ، اپیزودهای سرقت ، تعاملات پلیس. گاهی اوقات به طور غیر ارادی خنده دار می شود.

امی آدامز هنگام بازی در نقش مادر غیرمسئول ونس بیو ، که خیلی زود به ما می گوید چگونه “در 13 سالگی سرنگون شد” ، بیش از حد سرگرم شدن در تروپی های زباله سفید است. عملکرد آن برای افراد سفیدپوست معادل عملکرد ضعیف است. با این حال ، لطف پس انداز فیلم گلن کلوز است که مانند “ماماو” مادربزرگ ونس کاملاً دگرگون شده است. کلوز ، یک کودک پلوتوکراتیک کنتیکت است که به دلیل ناپدید شدن به عنوان چهره ای زننده ، ساینده ، عصبانی ، زنی با موهای پشمی و گلو تنباکو ، که هنوز مانند طناب قدیمی قوی است – طنابی که جی جوان دی جی (بدون معنی گابریل باسو به تصویر کشیده می شود) از فقر صعود کرده و در دانشگاه ایالتی اوهایو رتبه بندی می کند و پس از آن دانشکده حقوق ییل قرار دارد.

این البته روایتی از رویای آمریکایی است (و هوارد به روال معمول بینی خود اطمینان می دهد که این خبر در چند ثانیه اول از طریق فیلمنامه هوشمندانه ونسا تیلور اعلام می شود). اما این فیلم به عنوان کاریکاتور خارجی برای افرادی که واقعاً درک نمی کنند ظاهر می شود. کتاب ونس برعکس این بود: بدون شک داستان یک انسان درونی ، ترکیبی از جزئیات بسیار هیجان انگیز با یک واقعیت خشک و مهم و ساختاری که توسط bildungsroman دلپذیر او مطرح شده است. ونس همدردی نخواست ، لیاقت آن را داشت. برای مثال ، وقتی او بی عیب و نقص یادآوری کرد ، چطور مادرش تقریباً هر دو را با بدلکار سرعت بالا و دیوانه کشته است یا مادربزرگ یک بار شوهرش را آتش زده است در حالی که او خودش را روی یک کاناپه از طریق ادرار خود می خوابید ، کتاب دارای گوتیک استیون کینگ بود . با این حال لحن ونس بی اعتمادی نبود ، بلکه شناسایی بود: وی گفت ، حتی ما از نظر شخصی که بیشتر آن را ترک کرده ، این ما هستیم.

صحبت های ونس در مورد یک کلاس فراموش شده ، بقیه جهانی سازی ، اندکی پس از انتشار کتاب آشکار شد. بسیاری از خوانندگان اولیه (به ویژه راد درهر و سپس من) شروع به دیدن لنز ونس به عنوان ابزاری مفید برای نظارت بر محبوبیت روزافزون دونالد ترامپ در روستاهای آمریکای جنوبی در آستانه کنوانسیون جمهوری خواهان در سال 2016 کردند ، گرچه ترامپ این کار را نکرد. در کتاب ذکر شده بود. چه اتفاقی می افتد وقتی در حالی که مشاغل تولیدی به خارج از کشور می روند ، تعداد زیادی از آمریکایی ها احساس می کنند که از نظر نوع شهری دو اقیانوس دو کشور رها شده و حتی مورد غفلت قرار گرفته اند؟

ممکن است فکر کنید برخی از این موارد در فیلم هوارد به پایان می رسد ، اما واقعاً اینگونه نیست. هالیوود تمایل دارد که سیاست ها را به داستانهایی که غیرضروری یا نامطلوب است تزریق کند ، اما این فیلم احساس می کند که حوادث تلخ آن معنایی غیر از نگاه ظاهری دارند. فکر نمی کنم هوارد واقعاً ثبت کند که خشم شهری مثل شهری که ونس در آن بزرگ شده است چیست. . . گرینویچ ، کانکتیکات ، یک نخبه میلیونر مانند ران هاوارد. هوارد نسبت به بسیاری از همکارانش تمایل بیشتری به آمریکای مرکزی دارد و جای تحسین دارد که سعی کرد ارتباط برقرار کند ، اما مدت زیادی از زمانی که او یک پسر کوچک در اوکلاهما بود می گذرد و احساس نمی کند یک آمریکای خیلی رها شده است.

آنچه در این فیلم خلاصه می شود 60 ثانیه یا کمتر از فهرست رنگ سوختگی های مأمو ، رقیب درختان مرده سقوط شدید کنتس است. دونتون ابی: “تو مثل یک کیسه مو لال هستی” ، “برو بیرون! قبل از اینکه شناسنامه شما را لغو کنم ، “” مهم نیستم که تو از من متنفر باشی ، من به دلیل محبوبیت در آن نیستم “،” برنگرد وگرنه او با ماشینش تو را بدرقه خواهد کرد “،” اگر در این زمینه مشکلی دارید ، می توانید با لوله تپانچه من. اما مورد علاقه من باید این مورد باشد: “آیا می دانید لهستانی ها به چه چیزهایی علاقه مند هستند؟ آنها دوست دارند مرده های خود را با الاغهایی که از زمین بیرون زده اند دفن کنند. از این طریق آنها محلی برای پارک دوچرخه خود داشتند.”



[ad_2]

منبع: star-news.ir