[ad_1]

ناو جنگی USS آریزونا پس از حمله ژاپن به پرل هاربر ، در 7 دسامبر 1941 ، سوخت. (فرماندهی / استقرار نیروی دریایی ایالات متحده / تاریخ و میراث دریایی از طریق رویترز)

تنها تخفیف موثر در برابر غافلگیری ، همانطور که در 7 دسامبر 1941 یا 11 سپتامبر 2001 بودیم ، غافلگیری بود و نه غافلگیری.

جرویداد نهم سالگردهای هر رویدادی به ندرت سزاوار بازتاب در صفحات نخست هستند. حافظه کمرنگ می شود ، بازماندگان و شاهدان عینی صحنه را ترک می کنند و روزهای جدید یادآوری برقرار می شوند. در سالگردهای بزرگ با اعداد گرد دوباره آن را کشف کنید – شاید سال آینده.

همچنین با 79 امین سالگرد حمله ژاپن به پرل هاربر ، که ایالات متحده را در جنگ جهانی دوم هدایت کرد. این دیگر رقمی در تقویم احساسی ، مدنی و سیاسی نیست. برای دهه ها ، در دهه 1990 ، نادر بود که روزنامه ای را در 7 دسامبر برمی داشت و نماد برجسته USS را نمی دید آریزونا در شعله های آتش و غرق شدن در صفحه اول. دیگر نه.

از قضا ، در حدود زمانی که 7 دسامبر از حافظه و مشاهده فعال غیرنظامیان خارج شد ، کنگره آن را به عنوان یک روز یادبود رسمی در سال 1994 وارد قانون کرد.

برای چهار دهه اول پس از این واقعه ، به یاد آوردن روز پرل هاربر سخت بود ، که با فکر یا درس از حمله شروع نشد. معلم کلاس پنجم من ، خانم برانتلی ، در تاریخ 7 دسامبر به ما گفت که او یک دختر کوچک در مروارید است و در زیر میز آشپزخانه در خانه خود در تپه های بالای بندر دراز کشیده است – در حالی که از طریق پنجره ها از طریق پنجره ها چهره خلبانان ژاپنی را می بینند بمباران آنها فقط چند صد فوت بالاتر از خانه است.

ما اکنون یازده سپتامبر را داریم ، یک روز سخت و مدرن از فاجعه ملی که باید رعایت شود. نسل جنگ جهانی دوم می گذرد و فرهنگ مدنی ما ، همانطور که هست ، روی موضوعات مختلفی تمرکز دارد.

روز پرل هاربر هنوز هم جای تأمل جدی دارد ، نه فقط برای سوگواری از دست دادن 2403 کشته شده در آن روز ، یا برای تحسین شجاعت کسانی که با استقامت مقاومت می کنند و با حمله می جنگند. علاوه بر این ، باید از یادآوری مداوم و سالانه ما در روز پرل هاربر یادآوری شود که حملات غافلگیرانه یکی از ویژگیهای بومی امنیت ملی است و در صورت عدم استقرار و مجموعه سیاستهایی که بیشترین تخفیف را برای ما به وجود آورد ، به طور مکرر برای ایالات متحده اتفاق می افتد. بدترین اثرات این حملات.

از نظر مورخ نظامی ، تنها ویژگی تعجب آور حملات غافلگیرانه این است کسی از فرکانس آنها تعجب می کند تقریباً هر واقعه مهم جنگ جهانی دوم قبل از پرل هاربر به نوعی تعجب آور بود: به حمله ژاپن به منچوری فکر کنید. حملات هیتلر به لهستان ، فرانسه ، بالکان و روسیه. نابودی ناوگان مدیترانه ایتالیا در Taranto توسط انگلیس. و خیلی های دیگر.

پس از مروارید ، ژاپنی ها همچنان در جای دیگر تئاتر آسیا-اقیانوسیه غافلگیر شدند – گاهی اوقات از طریق تاکتیک ها و روش های شگفت آور ، مانند حمله غیرقابل تصور خود به Redoubt انگلیس در سنگاپور از طریق زمینی.

متفقین به سرعت به خط حمله حمله غافلگیرانه پیوستند و تقریباً یک سال پس از پرل هاربر ، و پس از آن بار دیگر در سیسیل و سرزمین اصلی ایتالیا ، با فرود در آفریقای شمالی محور را بشدت متحیر کردند و قابل توجه است ، پس از دانستن اعتصاب بین کانال از حمله به شمال شرقی فرانسه سقوط خواهد کرد ، آلمان ها هنوز هم از فرود در نورماندی در روز D تعجب می کنند. آمریکایی ها در پاسخ به حمله آلمان چند ماه بعد در جنگ برآمدگی متعجب شدند.

مدل همیشه همین گونه بوده و همچنان نیز ادامه دارد. ایالات متحده از جنگ کره شگفت زده شد (دو بار) و در ازای فرود در اینچئون ، کره شمالی را غافلگیر کرد. حمله تت ما را در ویتنام غافلگیر کرد. به نظر می رسید که اسرائیل با جنگ شش روزه 1967 در حال اتمام حملات غافلگیرانه و سرنوشت ساز استراتژیک است ، اما پس از شش سال در جنگ یوم کیپور متعجب شد.

من یک ستوان ارتش بودم که در مرز بین آلمان غربی و چکسلواکی در حال گشت زنی در نوامبر 1989 بود ، زمانی که شاهد تعجب تأخیری سقوط پرده آهنین بودیم. یک سال بعد ، من در عربستان سعودی بودم و قصد حمله به عراق را داشتم زیرا صدام حسین با حمله به کویت جهان را متعجب کرده بود. هنگ سواره نظام ما با بیرون آمدن از گوشه ای غیر منتظره از صحرا گارد جمهوریخواه عراق را غافلگیر کرد – اگرچه نیروهای آنها آماده بودند و هفته ها در انتظار پیشروی ما بودند.

البته حمله غافلگیرانه به سرزمین مادری و غیرنظامیان نظم دیگری از حمله غافلگیرانه است. قبل از اینکه بگذاریم در کتاب های تاریخ و فراتر از اقدامات مدنی ناپدید شود ، روز پرل هاربر فرصتی است تا به طور رسمی در مورد این پدیده غافلگیری و آنچه را که می توان در مورد آن انجام داد فکر کنیم.

اول ، ما باید آگاهانه تمایل خود (به ویژه آمریکایی ها) را تصحیح کنیم که اگر در نهایت به حملات غافلگیرکننده ای دست یافتیم ، باید این حملات با ما پایان یابد. مانند رساله ای درخشان از مایکل هاوارد جنگ و وجدان لیبرال نشان می دهد جوامع لیبرالی مانند ما می خواهند باور کنند که آخرین حمله یا آخرین جنگ بوده است. . . فقط آن. ذهن لیبرال (در تعریف کلاسیک و نه در تعریف سیاسی) با نوعی تمسخر بی گناه معتقد است که صلح و تجارت شرایط طبیعی بشریت است. جهان مسطح است. کشورهای مک دونالد به یکدیگر حمله نمی کنند. سیاست قدرت و حملات غافلگیرانه بخشی از گذشته وحشیانه ما است. تا زمانی که آنها هستند.

هشدارها ، حتی از قابل پیش بینی ترین نوع ، خلاف این تفکر عمل نمی کنند. در سال 1999 ، من به عنوان یک دانشمند در یک کمیسیون دو حزب با روبان های آبی خدمت کردم ، که گزارشی درباره ماهیت احتمالی چالش های امنیتی آینده منتشر کرد. اولین نکته ما در تجزیه و تحلیل طولانی به شرح زیر بود: “بزرگترین تهدید ایالات متحده در آینده استفاده از تروریسم فاجعه بار علیه میهن ما است و برتری نظامی ما از ما محافظت نمی کند.” 1999 برخلاف تابستان امسال ، بیش از 500 داستان از حمله کوسه به سواحل آمریکا وجود داشت. از این گذشته ، اوج صلح پس از جنگ سرد و سال های اقتصادی بود. هیچ کس وقت مهمانی کاساندرا های امنیت ملی در مهمانی Dow 36،000 را نداشت.

دوم ، باید بدانیم که جلوگیری از حملات غافلگیرانه مسئله مقابله با “شکست های اطلاعاتی” نیست. همیشه شکست های اطلاعاتی ، مشکلات فرآیندی و شکست های انسانی وجود دارد (آنها یک لژیون در پرل هاربر بودند) که مقصر چنین حمله ای هستند. به اعتبار ما ، آنها را دقیق بررسی و اصلاح می کنیم. اما این مورد بعدی را متوقف نمی کند. استنلی بالدوین به ما یادآوری کرد که بمب افکن همیشه عبور خواهد کرد.

کار هوشمندانه و حتی پیش بینی خوب مهم است ، بدون شک. اما غالباً این امر قادر به کشف یا کمک به تعجب بعدی نیست. همانطور که لارنس فریدمن در آخرین کتاب خود اشاره کرد ، آینده جنگ: تاریخ، ما یک تجربه رقت انگیز در پیش بینی درگیری بعدی داریم. اما همیشه می آید. و با تصور ما متفاوت است.

سرانجام ، و مهمتر از همه ، به عنوان یک سیاست ، باید تشخیص دهیم که تنها کاهش موثر در برابر غافلگیر شدن فاجعه بار ، همانطور که در 7 دسامبر 1941 یا 11 سپتامبر 2001 بودیم ، تعجب و نه در غافلگیر شدن. نه به معنای واقعی کلمه ، بلکه به لحاظ استراتژی کلی و موقعیت استراتژیک آمریکا است.

این موقعیت باید به سمت ابتکار عمل (اعم از دیپلماتیک و نظامی) ، به سمت شکل دادن به رویدادها با فعالیت و ایده های مداوم ، به سمت موقعیت رو به جلو ، به سمت حمله فکری ، اگر نه استراتژیک باشد. این فراخوانی برای هجوم به همه جا نیست ، بلکه یک وضعیت ذهنی استراتژیک است. نیروی زیادی باید روی پای جلو باشد ، نه پشت. به عنوان یک قاعده ، حالت منفعل برای قدرتهای بزرگ حملات را می طلبد.

فعلاً در این گرایش به ذهن نیستیم. هر دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری در مورد اعزام ها و تعهدات ارتش ایالات متحده احمقانه بودند و از زبان مشابهی برای اعزام ها و مأموریت های خارج از کشور استفاده می کردند. یکی به “جنگ ها برای همیشه” پایان می دهد و دیگری به “جنگ های بی پایان”.

این یک استراتژی نیست ، بلکه یک روحیه است. کسی که از زمان سربازان وظیفه با ما مانده بود – اگر بخواهید حال و هوای جنگ جهانی دوم – و زمانهایی که ما در همه سطوح برای مقابله با جنگهای بزرگ از جمله جنگ سرد بسیج شدیم. اما اکنون ما یک نیروی کاملاً داوطلبانه بسیار کوچک و حرفه ای داریم. هیچ کس مجبور نیست به مزرعه یا کارخانه برگردد تا اقتصاد را پیش ببرد و عادی شود.

نیروهایی که در چند سال گذشته با آنها در عراق ، افغانستان ، فیلیپین جنوبی و جاهای دیگر گذرانده ام ، به نوعی داوطلب سه گانه برای این اعزام ها هستند. اصطلاحاً آنها دوست دارند “بازیهای خارج از خانه” انجام دهند. کار آنها در این مکانها انجام می شود – در آنجا آنها حرفه و حرفه خود را انجام می دهند. اگر علاقه به امنیت ملی مستلزم حفظ برخی از الگوی آنها باشد ، آنها به دنبال پایان دادن به این اعزام ها نیستند. قدرتهای بزرگ هیچ دیوار ، اقیانوس ، متحد ، سازمانهای بین المللی یا سازمانهای غیر دولتی برای عقب نشینی ندارند.

در طول دهه گذشته ، رهبران ما کار خوبی انجام داده اند که مردم آمریكا را برای درک این پدیده و هزینه نسبتاً پایین تأثیر زیاد / رد پای کم در سراسر جهان – و گاهی اوقات نیاز به تأثیر زیاد / استقرار رد پا زیاد ، آماده کرده اند.

نگرش توهین آمیز در جهان ، حتی با یک شخصیت عمدتا دیپلماتیک ، بهترین تقویت کننده در برابر شگفتی های غم انگیز است. و سپس ، وقتی تعجب می کنیم (و خواهیم شد) ، ثبات پایدار در انتهای عقب ایجاد می شود. ما به عنوان یک کشور – مخصوصاً در فضای مجازی و آسیب پذیری های زیرساختی – کارهای زیادی برای انجام داریم.

چگونه بهتر است یاد کسانی که امروز 79 سال پیش در پرل هاربر افتادند را گرامی بداریم؟ با کاهش شانس آینده Pearl Harbors و 11 سپتامبر با آماده سازی فکری ، فرهنگی و استراتژیک.

جان هیلن ، دستیار وزیر خارجه سابق ، استاد رهبری در جیمز سی ویت در مرکز رهبری ویلسون در جهت منافع عمومی در کالج همپدن-سیدنی است.



[ad_2]

منبع: star-news.ir