کاهش نیروها در افغانستان: مهلت های خودسرانه خطرناک


یک سرباز در لشکر 10 کوهستانی ارتش ایالات متحده در حین پرواز بر فراز مرکز افغانستان ، 30 نوامبر 2019 ، منصوب شد. (متخصص جفری ج. هریس / ذخیره ارتش ایالات متحده)

کاهش تصادفی نیروها به اندازه ایجاد زمینه برای جنگی دیگر به پایان جنگ منجر نمی شود.

“آll جنگ ها باید پایان یابد “، کریس میلر ، سرپرست سرپرست وزارت دفاع ، به کارمندان وزارت دفاع نوشت. اگرچه احساسی نجیب است ، اما به نادرست در مورد حضور نظامی آمریکا در افغانستان اعمال می شود.

پس از 19 سال جنگ در افغانستان ، فقط مدت زمان آن دلیل کافی برای زیر سوال بردن مأموریت به سیاستمداران و شهروندان می دهد. در حقیقت ، نزدیک به 2500 سرباز کشته شده در افغانستان – به علاوه صدها میلیارد دلار که برای جنگ هزینه کردیم – روحیه وزیر میلر را افزایش داده است.

با این وجود “جنگ برای همیشه” ، که منتقدان معمولاً آن را تقبیح می کنند ، دیگر جنگی نیست که در سال 2001 آغاز شد ، وقتی ما در پاسخ به حملات 11 سپتامبر به افغانستان حمله کردیم. نیروهای قبلی و بزرگتر در طول 15 سال یا بیشتر درگیری درگیر بودند. مأموریت ضد شورش دیگر درگیری در زمان دولت جورج دبلیو بوش و سالهای اولیه دولت اوباما را تعیین نمی کند. همچنین آموزش و تجهیزات قوی و اقدامات ضد تروریستی وجود ندارد که نیاز به یک نیروی عظیم عملیات ویژه تحت پوشش ترین ولایات افغانستان داشته باشد.

با چکمه های روی زمین ، زندگی از دست رفته و دلارهای هزینه شده ، جنگ امروز با جنگی که ایالات متحده دهه ها پیش برپا کرده تفاوت قابل توجهی دارد. پرزیدنت اوباما هنگامی که پایان عملیات جنگی را اعلام کرد و سطح نیروهای خود را به کمتر از 10 هزار نفر از بیش از 30 هزار نفر کاهش داد ، مهمترین کاهش نیروها را در سال 2014 به عهده داشت.

رئیس جمهور ترامپ در اوایل دوره ریاست جمهوری خود تعداد نیروهای خود را افزایش داد ، اما پس از توافق با طالبان در فوریه گذشته ، ایالات متحده شروع به اجرای یک طرح عقب نشینی کرد که نیروها را به کمتر از 5000 نفر کاهش داد. به دلیل عمده این دو تصمیم ، تلفات ایالات متحده در افغانستان از اوجگیری درگیری ها در سالهای 2008-2013 به طرز چشمگیری کاهش یافته است. و گرچه هزینه های پولی درگیری بحث داغی در بین مجرمان است ، اما تعداد کمی از آنها اختلاف نظر دارند که قیمت به شدت کاهش یافته است زیرا ما اکنون 50٪ کمتر برای جنگ هزینه می کنیم. بیش از یک دهه پیش

به عبارت دیگر ، خوب یا بد ، دولت اوباما و ترامپ قبلاً به وعده خود مبنی بر پایان دادن “جنگ برای همیشه” وفا کرده اند.

البته نیروهای ما هنوز هم اغلب از نیروی کشنده استفاده می کنند و برای این کار به مجوز کنگره اعتماد می کنند. اما این یک مأموریت بسیار ضعیف تر برای مبارزه با تروریسم است که با پشتوانه حضور کمی نظامی طراحی شده است تا از بروز و تهدید وطن از سوی سازمان های تروریستی مانند القاعده یا داعش جلوگیری کند. این مأموریت امروز به اندازه روزها و ماه های پس از حملات 11 سپتامبر مربوط باقی مانده است.

در همین راستا بود که پرزیدنت ترامپ در ماه اوت گذشته جنگ را آغاز کرد ، زمانی که دوباره رد پای نظامی در افغانستان را کاهش داد. این اقدام به جای “مبتنی بر تقویم” “مبتنی بر شرط” به تصویر کشیده شد ، موضوعی که رهبران نظامی و سیاسی مدام استدلال می کردند باید مبنای تعیین حضور نظامی در افغانستان باشد.

بنابراین ، فشارهای اخیر رئیس جمهور و سرپرست وزیر برای کاهش بیشتر حضور نظامی ، این بار بر اساس یک برنامه تصادفی ، جنگ را به همان اندازه که پایه دیگری را پایه ریزی می کند ، پایان نمی دهد. این امر چارچوب اداری برداشت های مشروط را معکوس می کند و در واقع فصل آخر عقب نشینی آهسته و ثابت را آغاز می کند. این یک پیروزی برای طالبان نیز خواهد بود ، که توافق صلح دولت ترامپ را نقض کردند که حضور نظامی ایالات متحده را به شرایط امنیتی و سیاسی مرتبط می کند. مهمتر از همه ، این امر با از بین بردن نیروی اعتصاب مستقر که بهترین تصور را به عنوان یک نیروی بیمه ای در نظر گرفته ایم ، امنیت ما را در داخل کشور به خطر می اندازد که از ظهور سلولهای تروریستی در همان فضایی که ما را به 11 سپتامبر رسانده جلوگیری می کند.

بنابراین ، از آنجا که “همه جنگ ها باید پایان یابد” ، این یک احساس صادقانه است – و من موافقم که اینگونه است – می ترسم این نکته مهمی را نادیده بگیرد. این است چگونه چنین جنگهایی پایان می یابد ، که تعیین می کند یک ملت در امنیت و سعادت باقی بماند یا شکست خورده است و مجبور به مواجهه با از سرگیری جنگ است.

راجر زکهایم مدیر انستیتوی ریگان در واشنگتن و مشاور عمومی سابق کمیته خدمات مسلح مجلس است.




منبع: star-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>