گزیده ای از کتاب: رهبری آگاهانه – چگونه می توان نوآوری را ارتقا داد و ارزش ایجاد کرد


میهمانان برای یک رویداد اپل در دفتر مرکزی شرکت در کوپرتینو ، کالیفرنیا ، 10 سپتامبر 2019 به تئاتر استیو جابز می آیند. (استفان لام / رویترز)

ایده های مخربی که به رونق دامن می زنند از مکانهایی ناشی می شود که آزمایشات بدون نظارت محدود انجام می شود.

یادداشت ویراستار: در زیر گزیده ای از رهبری آگاهانه: ارتقا Human بشریت از طریق تجارت توسط جان مکی ، استیو مکینتاش و کارتر فیپس ، چاپ شده توسط نمونه کارها ، چاپ گروه انتشارات پنگوئن ، یک بخش از پنگوئن تصادفی خانه LLC. کپی رایت © 2020 توسط Whole Foods Market Services Inc. ، استیو مک اینتوش و کارتر فیپس.

– مننوآوری “ امروزه اصطلاحی بر زبان بسیاری از متخصصان است. ما آن را در همه جا می شنویم – در رسانه های قدیمی و جدید. در برنامه های گفتگو ، پادکست ها و میزگردها. در اجلاس های جهانی و نشست های علمی از اخبار پخش شده و برنامه های خبری اجتماعی.

آیا واقعاً می توان شایسته چنین توزیع گسترده ای بود؟ خوب ، در مورد آن فکر کنید. دیرد مک کلوسکی ، اقتصاددان دانشگاه ایلینوی ، این یک فضیلت انسانی را مقصر عمده آنچه “غنی سازی بزرگ” ، افزایش نمایی ثروت اجتماعی طی 250 سال گذشته ، همزمان با کاهش چشمگیر فقر می داند ، می داند. (در سال 1800 ، 85 درصد از بشریت با معادل کمتر از 2 دلار در روز زندگی می کردند. امروز این میزان کمتر از 9 درصد است.) پس از ده ها هزار سال هضم غذا ، فقر بی رحمانه (فقط با چند استثنا rare نادر و مختصر) ) ، بشریت با میلیاردها انسان در طبقه متوسط ​​و برخی فراتر از آن رشد اقتصادی عظیم و تجارت جهانی را تجربه کرده است. امروزه در مورد نابرابری و توزیع ثروت صحبت های زیادی می شود و اینها موضوعات مهمی است. اما سوال بزرگتر اینجاست: در وهله اول چگونه این همه ثروت ایجاد شد؟ مک کلوسکی می گوید: “ثروت ما از انباشت آجر روی آجر حاصل نمی شود ، یا مدرک لیسانس یا مانده بانکی روی مانده بانکی ، بلکه از انباشت ایده بر روی یک ایده حاصل می شود.” خلاقیت نبوغ خیال پردازی. نوآوری. این راز واقعی موفقیت جمعی ماست. بنابراین چگونه ایده های نوآورانه منجر به افزایش تاریخی بی سابقه ثروت کل می شوند؟ این به یک توافق ضمنی که کارآفرینان بالقوه با جامعه می بندند خلاصه می شود ، که به شما امکان می دهد ایده های پیشرفتی ریشه دار و رشد کنند.

این کار به شرح زیر انجام می شود: بگذارید من کارآفرین باشم ، بگذارید نوآوری داشته باشم ، ارزش ایجاد کنم ، بدون دخالت دولت بیش از حد این کار را انجام دهم ، بگذارم صنایع تاسیس شده را در این روند مختل کنم ، اجازه دهم سود حاصل از آن را حفظ کنم و بله ، می توانم (امیدوارم) در کوتاه مدت ثروتمند شوم. منافع داخلی ممکن است به طور موقت آسیب ببینند. در ابتدا ثروت به من و سرمایه ای که در ایده من سرمایه گذاری شده است سرازیر خواهد شد. اما همانطور که “معامله” با گذشت زمان انجام می شود و دیگران برای استفاده از این نوآوری جدید عجله می کنند ، مزایای آن به سرعت رشد می کنند. نوآوری در حال دستیابی به بیشتر و بیشتر است ، در حالی که ارزان و ارزان می شود. فواید آن جریان دارد ، زندگی را تحت تأثیر قرار داده و بهبود می بخشد. کم کم نوآوری بعد از نوآوری ، زندگی بهتر می شود ، ثروت ایجاد می شود و جامعه رو به جلو حرکت می کند. در دراز مدت ، من و میلیون ها نفر مانند من به پیشرفت شما کمک خواهیم کرد – این بدان معناست که ما به پیشرفت بیشتر همه ما کمک خواهیم کرد – و در این روند به طور بی حد و حصر کل زندگی خود را بهبود خواهیم بخشید.

از برخی جهات ، “نوآوری” در واقع نام بهتری برای “سرمایه داری” خواهد بود. به نظر ما ، سرمایه داری بهترین زمانی است که ما عمیقاً درک کنیم که این مسئله بیشتر به کاربرد خلاقیت انسان مربوط است تا توزیع سرمایه مالی. به همین دلیل است که یک مبتکر ، کارآفرین و حتی مدیرعامل موفق باید به ایجاد ارزش توجه داشته باشد ، نه اینکه فقط سود کسب کند. منظور ما از “ارزش” صرفاً کیفیت محصول یا خدمات است که شخص دیگری را تشویق می کند که بخواهد با شما تجارت کند. بله ، این ارزش در بازار ، در بوته معاملات واقعی بررسی می شود. اما همیشه به یاد داشته باشید که سود زیر ارزش ایجاد شده است و نه برعکس.

اکثر شرکتهای بزرگ جهان با ایجاد فرم تغییر ارزش بازی جدید و تغییر دهنده بازی ، کار خود را آغاز کرده اند. این می تواند چشمگیر و انقلابی باشد – مانند موتور بخار ، برق یا اینترنت. مانند وسایل لوله کشی بهتر یا ماشین لباسشویی می تواند غیرقابل شنیدن باشد اما دگرگون کننده باشد. شاید تعجب آور باشد ، اما با گذشت زمان ، مانند ری کروک ، که راهی جدید برای فروش همبرگر و فروشگاه های حق رای دادن اختراع کرد ، یا Whole Foods ، غذاهای طبیعی و ارگانیک را به کشوری ارائه داد که هنوز درک نکرده است که یک فرصت بزرگ جدید تجاری وجود دارد. غذای سالم ما چندین دهه به جلو حرکت کرده ایم و این نوآوری ها کل صنایع غذایی را تغییر داده است.

تعداد کمی از رهبران می توانند از خلاقیت های بزرگ مبتکرانی مانند توماس ادیسون ، استیو جابز ، بیل گیتس ، جف بزوس یا ایلان ماسک استفاده کنند. مطمئناً می توانیم از مثالهای آنها درس بگیریم و قدرتهای خلاقیت خود را در حد کامل توسعه دهیم ، اما برای رهبر هوشیار اگر مهمتر نباشد ، این همان سئوال است: برای تحریک خلاقیت چه کاری می توانم انجام دهم؟ روحیه در افراد اطرافم؟ چگونه می توانم فرهنگ نوآوری را ایجاد و پرورش دهم؟

لبه ها را در آغوش بگیریداگر به دنبال نوآوری هستید ، احتمالاً آنها را در پایه رستوران نخواهید یافت. تکامل و نوآوری واقعی غالباً در آن سوی مرزها ، آن سوی مرزها و در مناطق میانی اتفاق می افتد. در جاهایی رشد می کند که می توان مدلهای مختلف فرهنگی را با هم مخلوط و مخلوط کرد ، جایی که قوانین و مقررات تأسیسی تأثیر کمتری دارند و آزمایشات و اختراعات بدون نظارت محدود می تواند انجام شود. این امر برای توسعه زندگی ، فرهنگ و تجارت صادق است. دلیلی وجود دارد که یکی از اشکال عالی هنر آمریکا ، موسیقی جاز ، در نیواورلئان ، شهری با فرهنگ ها و سبک های موسیقی مختلف ، توسعه یافته است. محیط شهری همیشه میزبان برخی از برجسته ترین نوآوری های تاریخ بوده است ، زیرا فرهنگ ها ، مردم و ایده ها در یک دیگ خلاقانه و پویای تعامل با یکدیگر تلاقی می کنند.

به عنوان طرفداران ورزش ، یکی از مثالهای مورد علاقه ما در مورد “تکامل در حاشیه” تغییر اساسی در بسکتبال NBA طی چند دهه گذشته به سبک بازی با سرعت بالا ، سه شوت ، سرعت و مکان بالا است. این نوآوری کاملاً در قلب ارتدوکسی بسکتبال ، در رختکن LA Lakers یا در زمین های تمرین سلتیکس بوستون ظاهر نشد. این اولین بار در لیگ ایتالیا ، جایی که مربی مایک د آنتونی ، سبک های مدرن ، دور از مرکز جهان بسکتبال را تجربه کرد ، پرورش ، پرورش و توسعه یافت. وی سرانجام با داونتونی به “هفت ثانیه یا کمتر” ققنوس سانز در حوض رسید و سرانجام بلوغ کامل خود را در موفقیت تیم هایی مانند راوستات هوستون و جنگجویان گلدن استیت یافت. امروز ، این به سبک تعیین کننده لیگ تبدیل شده است.

همین اصل توضیح می دهد که چرا شبه جزیره جنوب سانفرانسیسکو ، از اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 ، به چنین مرکز نوآوری تبدیل شد. او به اندازه کافی از م institutionsسسات تجاری قدیمی ساحل شرقی فاصله داشت و کمتر در سنت ها ، آداب و رسوم و سلسله مراتب اجتماعی موجود در شرکت های آمریکایی غوطه ور بود ، اما همچنان در موقعیت خوبی بود تا بتواند از دلارهای سرمایه گذاری استنفورد و برکلی و روشنفکران استفاده کند. سرمایه، پایتخت. در گوشه آفتابی جنوب غربی خلیج ، جای تفکر آزادتر ، آزمایش آشکارتر ، اتخاذ نگرشهای سازمانی جدید و تجدید نظر در تجارت در زمینه فناوری وجود داشت. گاراژها ، زیرزمین ها و خوابگاه ها به زادگاه HP ، Intel ، Google ، Apple و بسیاری دیگر تبدیل شده اند. تقریباً پنج دهه بعد ، پس از درآمد هزاران میلیارد دلار از چندین پرتاب اولیه ، دره سیلیکون به بزرگترین عامل ثروت اقتصادی در تاریخ تبدیل شده است. افراد خارجی به رستوران تبدیل شدند ، بربرها به دروازه حمله کردند و در قلعه فروشگاه خود را راه اندازی کردند.

امروز ، پول ، قدرت و ثروت مانند هجوم پول بی پایان از طریق منطقه خلیج فارس عبور می کند. هزاره های مبارک از بهترین کالج ها در پردیس های آینده می روند ، تصادفاً تصادف می کنند ، از دادگاه های زیادی لذت می برند و پس از ساعت ها در حالی که مهندسان همکار ، ایده های الهام گرفته ای را روی تخته های دیواری طراحی می کنند ، از پینگ پنگ بازی می کنند. آیا محصولات حاصل نوآورتر هستند؟ شاید. اما جستجوی نوآوری در مکان هایی که بیشترین انتظار را داریم معمولاً احمقانه است. اریک اشمیت مدیر عامل سابق گفت: “تاریخچه نوآوری تغییر نکرده است.” “همیشه تیم کوچکی از افراد وجود داشته است که ایده جدیدی دارند که معمولاً توسط افراد اطراف و رهبران آنها درک نمی شود.” یکی تعجب می کند که اکوسیستم تجاری نوآورانه بزرگ بعدی کجا گاراژها ، زیرزمین ها و خوابگاه های آخرالزمانی خود را پیدا می کند آینده را جوجه کشی می کند. در مرکز نهادها – در آپارتمان های C ، دفاتر اجرایی یا اتاق های جلسات – محافظه کاری به طور طبیعی تری حکمرانی می کند. این الزاما یک چیز بد نیست. زمانهایی وجود دارد که نهادسازی بسیار مهم است ، زمانهایی که تمرکز باید هدف اصلی هر تجارت یا سازمانی باشد. فقط انتظار نداشته باشید که در چنین شرایطی نوآوری رشد کند.

نوآوری از انتها شروع می شود و به سمت داخل حرکت می کند. نهادسازی از مرکز آغاز می شود و به سمت خارج حرکت می کند. هر دو مهم هستند. اما رهبران باید تفاوت را درک کنند. برای رهبران آگاه کافی نیست که برای بازدید منظم از موسیقی های تازگی آرزو داشته باشند ، امیدوار باشند و دعا کنند. آنها باید فعالانه به مرزها و مرزهای اکوسیستم تجاری خود توجه کنند ، جایی که ایده ها ، فرایندها و فن آوری های مخرب فردا انقلاب بعدی را در خود جای می دهند.

جان مکی بنیانگذار و مدیرعامل Whole Foods Market است. استیو مکینتوش JD و کارتر فیپس از بنیانگذاران اتاق فکر موسسه تکامل فرهنگی هستند که بر ریشه های فرهنگی مشکلات سیاسی آمریکا تمرکز دارد.




منبع: star-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>